بررسی حقوقی تفاهم نامه ایران و آمریکا درس هایی از برجام
سنج نیوز: یک حقوقدان با بررسی متن پخش شده تفاهمنامه ایران و آمریکا، بر ضرورت شفافیت تعهدات، ضمانت اجرای مؤثر و استفاده از تجربه برجام در توافق غائی تاکید کرد.
یادداشت میهمان - مرتضی عبدی، رئیس امور بین الملل مرکز وکلای قوه قضاییه؛ انتشار متن تفاهم نامه میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، فارغ از قضاوت های سیاسی موافقان و مخالفان، از منظر حقوق بین الملل و فنون تنظیم توافقات بین المللی شایسته تأمل جدی است. تجربه دو دهه اخیر نشان داده است که در روابط ایران و آمریکا، اهمیت نحوه تنظیم تعهدات و سازوکارهای اجرایی آنها کمتر از اصل توافق نیست. گاه یک عبارت مبهم، یک ضمانت اجرای ناقص یا یک سازوکار نامتوازن می تواند سرنوشت توافقی را رقم بزند که سال ها برای رسیدن به آن مذاکره شده است.
نخستین نکته ای که در مطالعه متن پخش شده جلب توجه می کند، ماهیت خود سند است. در بند چهاردهم تصریح شده که «توافق نهایی» در آینده مورد تأیید یک قطعنامه اجبار آور شورای امنیت قرار خواهد گرفت. همین عبارت به خوبی نشان میدهد که با یک توافق نهائی و جامع مواجه نیستیم، بلکه بیشتر با چارچوبی مقدماتی رو به رو هستیم که مقرر است زمینه را برای رسیدن به توافق نهائی فراهم آورد. به بیان دیگر، هنوز بخش مهمی از حقوق و تعهدات طرفین به آینده موکول شده است.
این مبحث به خودی خود ایراد محسوب نمی گردد، اما تجربه مذاکرات بین المللی نشان میدهد هر اندازه موضوعات اساسی به مراحل بعدی واگذار شوند، احتمال اختلاف در تفسیر و اجرا افزایش خواهد یافت. در متن پخش شده عباراتی نظیر «توافق خواهد شد»، «متقابلاً مورد توافق قرار خواهد گرفت» و «توافق نهایی» بارها تکرار شده است؛ عباراتی که نشان میدهد خیلی از مسایل مهم هنوز تعیین تکلیف نشده اند.
از سوی دیگر، در متن حاضر بعضی از عناصر شناخته شده قراردادهای مهم بین المللی به چشم نمی خورد. هنوز روشن نیست منظور از رفع تحریمها دقیقا کدام دسته از تحریم هاست، معیار سنجش رفع محدودیت های بانکی و مالی چیست و چه مرجعی تشخیص خواهد داد که هر یک از طرفین به تعهدات خود عمل کرده اند یا خیر. این ابهامات شاید در فضای سیاسی مذاکرات قابل مدیریت باشد، اما در مرحله اجرا می تواند به منشاء اختلافات جدی تبدیل گردد.
یکی از مهم ترین درسهای حقوقی برجام دقیقا از همین نقطه شروع می شود. در برجام، بخش قابل توجهی از تعهدات ایران ماهیتی عینی، قابل اندازه گیری و قابل راستی آزمایی داشت. آژانس بین المللی انرژی اتمی می توانست بازرسی کند، گزارش بدهد و میزان اجرای تعهدات را اعلام نماید. اما در سوی دیگر ماجرا، مبحث رفع تحریمها و بهره مندی اقتصادی ایران از نتایج توافق، از همان شفافیت برخوردار نبود. بنابراین، وضعیتی به وجود آمد که از نظر حقوقی تحریم هایی برطرف شده بودند، اما از نظر عملی خیلی از آثار اقتصادی مورد انتظار تحقق نیافت.
امروز نیز همین پرسش اساسی مطرح است؛ اگر ایالات متحده برخی تحریمها را لغو کند اما بانکهای بزرگ، موسسات مالی و شرکت های بین المللی همچنان از همکاری با ایران اجتناب کنند، آیا میتوان گفت تعهدات آمریکا اجرا شده است؟ پاسخ به این پرسش در متن پخش شده چندان روشن نیست و این موضوع می تواند در آینده منشاء برداشت های متفاوت شود.
اما شاید مهم ترین نکته ای که باید از تجربه برجام آموخت، مساله ضمانت اجرا باشد. هر توافق بین المللی زمانی ارزش حقیقی پیدا می کند که نقض آن برای طرف متخلف هزینه داشته باشد. یکی از انتقاداتی که طی سالهای گذشته از جانب خیلی از حقوقدانان و کارشناسان عنوان شد، این بود که هزینه خروج یا عدم اجرای توافق برای طرف مقابل چندان سنگین طراحی نشده بود، در حالیکه بخش قابل توجهی از اقدامات ایران ماهیتی فوری، عینی و بعضاً بازگشت ناپذیر داشت.
نمونه بارز این وضعیت را میتوان در سازوکار موسوم به «مکانیسم ماشه» مشاهده کرد. صرف نظر از مباحث سیاسی، از منظر فنی حقوقی این سازوکار همواره محل بحث بوده است. برای اینکه ساختار آن بگونه ای طراحی شده بود که در صورت طرح ادعای نقض توافق، بازگشت تحریم های شورای امنیت نسبتاً آسان تر از ممانعت از آن بود. به این علت خیلی از حقوقدانان از همان زمان نسبت به عدم توازن موجود در توزیع ریسک های حقوقی میان طرفین اخطار می دادند.
امروز که بار دیگر سخن از توافقی جدید به میان آمده است، طبیعی است که این تجربه مورد توجه قرار گیرد. هیچ توافق پایداری بدون توازن حقوقی شکل نمی گیرد. اگر برای اجرای تعهدات سازوکار دقیق راستی آزمایی انتظار می رود، باید برای نقض تعهدات نیز ضمانت اجرای مؤثر وجود داشته باشد. اگر مقرر است محدودیت ها در صورت نقض توافق بازگردند، باید حقوق و ابزارهای متقابل طرف زیان دیده نیز به همان اندازه روشن و عملیاتی باشند.
نکته دیگری که نباید از نظر دور داشت، مبحث حل اختلاف است. متن پخش شده هنوز پاسخ روشنی به این پرسش نمی دهد که در صورت اختلاف در رابطه با تفسیر یا اجرای تعهدات، چه مرجعی تصمیم نهائی را اتخاذ خواهدنمود. تجربه حقوق بین الملل نشان میدهد که خیلی از بحران های ناشی از توافقات نه از اصل توافق، بلکه از اختلاف در تفسیر مفاد آن ناشی می شود.
در مجموع، آن چه امروز انتشار یافته است را باید بیشتر از آنکه یک توافق جامع و نهائی بدانیم، چارچوبی برای رسیدن به توافق نهائی تلقی نماییم. موفقیت یا شکست این مسیر نه به عبارات سیاسی و نه حتی به صدور احتمالی یک قطعنامه شورای امنیت، بلکه به کیفیت طراحی حقوقی توافق نهائی بستگی خواهد داشت.
تجربه برجام یک سرمایه گرانقیمت حقوقی برای جمهوری اسلامی ایران است؛ سرمایه ای که هزینه های آن پرداخت شده و الان باید به دانش مذاکره و تنظیم توافق تبدیل گردد. اگر درسهای آن تجربه به درستی مورد توجه قرار گیرد، میتوان امیدوار بود که توافق احتمالی آینده از استقامت و پایداری بیشتری برخوردار باشد. اما اگر همان ضعف های ساختاری، همان ابهامات و همان عدم توازن های حقوقی تکرار شوند، صرف تغییر عنوان توافق یا صدور قطعنامه جدید، تضمین کننده نتیجه ای متفاوت نخواهد بود.
به اجمال، پاسخ به این پرسش در متن پخش شده چندان روشن نیست و این مساله می تواند در آینده منشا برداشت های متفاوت شود. صرف نظر از مباحث سیاسی، از نظر فنی حقوقی این سازوکار همیشه محل بحث بوده است. اگر برای اجرای تعهدات سازوکار دقیق راستی آزمایی انتظار می رود، باید برای نقض تعهدات نیز ضمانت اجرای مؤثر وجود داشته باشد.
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب