آزاد ارمكی:

در مبحث گشت ارشاد، اصواگرایان هم منتقدند

در مبحث گشت ارشاد، اصواگرایان هم منتقدند به گزارش سنج نیوز، روزنامه اعتماد در گفتگو با دکترتقی آزاد ارمکی به بررسی مسائل اخیر پرداخته است.


بخشهایی از مصاحبه را می خوانید: شما قبلا اعتراضات سال88 را اعتراض طبقه متوسط و تجمعات سال98 بر سر گرانی بنزین را در ارتباط با طبقه محروم جامعه ارزیابی کرده اید؛ با این مفروضات حوادث اخیر پس از ماجرای درگذشت مهسا امینی را از منظر سیاسی و نظام طبقاتی چطور باید تحلیل کرد؟ هرچند مسائلی که این روزها در ایران در حال رخ دادن هستند متفرق به نظر می رسند، اما یک تم مشخص در آنها مشاهده می شود که ریشه آن «ضرورت تغییر» است. مثلاً لزوم تغییر درگشت ارشاد، یا تغییر نگاه سیاست گذاران به مطالبات زنان و جوانان و... حتی رادیکال ترین شعارها هم این روزها تم تغییر دارند. برخی افراد به دنبال تغییرات ساختاری هستند و برخی دیگر هم به دنبال تغییر در روش ها، شیوه ها و نگاه ها هستند. این دغدغه ها هم دغدغه طبقه متوسط است که از زبان گروههای اجتماعی مختلف درحال طرح است.
چه دلیلی برای این تحلیل تان دارید؟ چرا معتقدید طبقه متوسط در این رخدادها نقش آفرین است؟
اگر موضوع، دغدغه طبقه پایین بود، این طبقه باید از این فرصت استفاده می کرد، برای کاهش فقر و نابرابری و در نهایت امتیازگیری اقتصادی. مثلاً در ماجرای اعتراضات بعد از درگذشت مهسا امینی، شعارهای اقتصادی در مورد حقوق بهتر، مقابله با فقر و... هم شنیده می شدند... در حالیکه یک چنین مطالباتی طرح نشدند. بلکه همه گروه ها تلاش می کنند تا همان دغدغه های ریشه ای طبقه متوسط را مطرح کنند. تغییر نگاه به زندگی، مدارا، حقوق بانوان، آزادی، حقوق شهروندان و... توسط طبقه متوسط به دهان سایر بازیگران گذاشته شده است. از طرفی، دانشجویان و دانشگاهیان هم اساسا نیروهای طبقه متوسط هستند که پس از مدت ها وارد کنشگری عمومی شده اند. سایر اقشار اجتماعی هم با همه تنوعی که دارند، حتی کنشگران فضای مجازی از مفهوم حقوق انسانی، تنظیم روابط مناسب و نزدیک با جهان، و... سخن می گویند که همه اینها گفتمان طبقه متوسط است. یعنی این مطالبات هیچ ارتباطی با طبقات محروم پیدا نمی کند؟
اگر این مطالبات در چارچوب یک گفتمان تکرار شوند، باقی بمانند و روی آن ایستادگی شود، امکانی را فراهم می آورد تا مانند سکه، یک جهت آن در جهت پاسخگویی به مطالبات طبقه متوسط باشد و جهت دیگر برای پیگیری مطالبات دهک های پایین جامعه محقق شود. این همگرایی طبقاتی، موج بعدی پیگیری مطالبات را شکل می دهد که در آن هم طبقه متوسط و هم طبقه محروم، بازتابی از خواسته های خویش را در آن پیدا می کنند. شعار «زن، زندگی و آزادی »که طی روزهای اخیر مطرح شده، چه معنایی دارد؟
این یکی از ریشه دارترین خواسته های طبقه متوسط است. نیرویی هم که این مطالبه را مطرح می کند، نیروی طبقه متوسط است. اگر طنین این مطالبه به اندازه ای گسترش پیدا کند که قلمروهای تازه ای را در بر گیرد، باید منتظر حوادث تازه ای در کشور باشیم. بسیار گفته شده که فشار اقتصادی اخیر (به خصوص پس از آزادسازی قیمت ها) سبب نحیف شدن طبقه متوسط شده، چرا ردپای این مشکلات اقتصادی در مطالبات طبقه متوسط مشاهده نمی شود؟
چندین دلیل دارد؛ چون طبقه متوسط به خوبی دریافته، ریشه مشکلات اقتصادی کشور در مناسبات ارتباطی با جهان خارج و لزوم احیای برجام و موارد اینچنینی است. یعنی در سیاست های کلان و چیدمان نظام سیاسی و تصمیم گیری می بیند که این لزوم ها اولویت دارد. امروز مشکل اصلی اقتصادی کشور، این نیست که مثلاً کارخانه ای بوسیله ی یک سرمایه دار تعطیل شده یا کمبود کالا و فقر و... وجود دارد و مردم باید ضد سرمایه داری شعار دهند. مبحث اصلی تحریم و عدم احیای برجام و انزوای کشور است. حرف هایی که مارکس می زند با شرایط امروز ایران متفاوت می باشد. از نگاه مارکسیستی طبقه کارگر ضد بورژوایی به پا می خیزد که مشکلات اصلی را بوجود می آورد اما اینجا مبحث اصلی، نظام تصمیم سازی و حوزه اجتماعی است. عامل اصلی در بروز این وضعیت نامناسب، سیاستگذاری ها، لزوم احیای برجام، بهبود مناسبات با جهان و منافع برخی گروههای با نفوذ در کشور است. در مواجهه با این مطالبات باز هم شاهد رفتارهای تکراری از جانب صدا و سیما و سایر اصولگرایان حاضر در دایره قدرت هستیم. در ماجراهای سالهای 76، 78، 88، 98 و در نهایت 1401 صدا و سیما مطالبات را به بیگانگان و دشمنان مربوط کرد و بعد هم محتوای مشخصی را با مبحث آتش زدن پرچم یا توهین به شعائر و... تهیه کرد. آیا این رویکرد باز هم سبب اقناع گروههای سمپات با سیستم می شود؟
در گذشته بعضی از این راهبردها نتیجه بخش بود. مثلاً ماجرای سال88 را به نگاههای ضد اسلامی ارتباط دادند و تا حدودی بحث را جمع کردند، اما این رویکرد امروز حتی طرفداران اصولگرایان را هم قانع نمی نماید. در خوش بینانه ترین حالت، مخاطبان قبلی شان را حفظ می کنند و مخاطب جدیدی جذب نمی کنند. کاری که صدا و سیما می کند، فرقی با رویکرد ایران اینترنشنال ندارد. هر دو تنها به دنبال بمباران تبلیغاتی هستند. هیچ کدام به دنبال شفاف سازی نیستند. گفت وگوهای عمیق را در هر دو رسانه هم نمی بینند. در حالیکه باید لایه های مبحث از منظر علمی، طبقاتی، اقتصادی، سیاسی و... بررسی شود. رسانه آزاد تلاش می کند دیالوگ های متفاوتی را شکل دهد نه این که فقط بمباران تبلیغاتی کند. به این علت است که به رغم این که صدا و سیما خویش را مدام تکثیر می کند و از 2کانال به 100کانال رسیده، اما نتوانسته مخاطبان خویش را گسترش دهد، بلکه مخاطبان و مرجعیت خویش را از دست داده است. اما فضای مجازی نقش ویژه ای را از منظر رسانه ای ایفا می کند.
فضای مجازی بدون بهره مندی از یک ساختار مرکزی، درحال ایفای یک نقش ویژه در شکل دهی به تنوع معنا در جامعه ایرانی است. فضای مجازی یک ورژن ثابت در دفاع از حاکمیت یا نقد حاکمیت ندارد، بلکه لایه های مختلف رخدادها را جست وجو می کند و جالب اینجاست که اتفاقات اصلی در این قلمرو شکل می گیرد که صدا و سیما به آن بی تفاوت است. موضوع گشت ارشاد این روزها بعنوان یک مطالبه جدی مطرح است. فعالان سیاسی، علمای دینی و عموم مردم آنرا طلب می کنند. اما برخی اصولگرایان معتقدند که عقب نشینی از سنگر گشت ارشاد سبب پیشروی جامعه مدنی و طرح خواسته های تازه می شود. نظر شما چیست؟
باید توجه داشت، حاکمیت به آسانی عقب نشینی نمی کند، فقط زمانی این عقب نشینی شکل می گیرد که ساختارها گرفتار کژکارکردی شوند. به نظر می آید گشت ارشاد به نقطه آخر خود نزدیک می شود. تاسف آور اینست که چرا این تحولات به اجبار (و نه اختیار) رخ می دهند و از قبل پیشبینی صورت نمی گیرد. مثل ماجرای حضور زنان در ورزشگاه ها، سیستم به علت اجبار فیفا ناچار شد تن به حضور زنان در ورزشگاه ها بدهد. در ماجرای گشت ارشاد هم ماجرای فوت دختر نازنین ایرانی (مهسا امینی) نوعی اجبار را شکل داده است. این به معنای مقدمه چینی برای سایر مطالبات جامعه مدنی و مردم نیست، کسانی که این نظر را دارند، موضوعات را سطحی می بینند. برای هر موضوع، سازمان و سوژه ای باید لزوم مختص آن مبحث شکل بگیرد و بعد تحولات شکل بگیرد. مثلاً در تغییر کارکرد دانشگاه ها، کرونا اثرگذار بود. دولت اساسا اعتنایی به دانشگاه ها ندارد و می خواهد نیروی طرفدار برای خود بسازد. اما کرونا نقش دانشگاه را تغییر داد. این روند برای حوزه های علمیه بگونه ای دیگر رخ داده است. مسئله ای رخ داده که سبب شده کارکردهای تازه ای در این نهاد ایجاد شود. ازاین رو در مورد گشت ارشاد، مطالبات در رابطه با جمع آوری آن است نه گزاره های دیگر. تسری دادن آن به سایر موارد اشتباه است.
23302

1401/06/30
10:36:13
5.0 / 5
175
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۳

سنج نیوز
sanjnews.ir - حقوق مادی و معنوی سایت سنج نیوز محفوظ است

سنج نیوز

خبرگزاری سنج نیوز