سوال صادق زیباكلام درباره مصدق و ملی شدن صنعت نفت

سوال صادق زیباكلام درباره مصدق و ملی شدن صنعت نفت به گزارش سنج نیوز روزنامه شرق نوشت: استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران اظهار داشت: یک سری ابهامات چه درباره ملی شدن نفت، عملکرد مصدق پس از ملی شدن نفت و... باقی مانده و با وجود اینکه بیش از 70 سال از آن قضایا می گذرد، اما تا امروز که اسفند 1399 است، حاضر نشدیم یک بررسی غیرایدئولوژیک از مصدق و ملی شدن صنعت نفت داشته باشیم.


۲۹ اسفند برای هر ایرانی نماد مشخص ملی شدن صنعت نفت بوده و تاریخ سیاسی ایران را با عملکرد دولت مصدق در امتداد دفاع از منابع نفت پیوند زده است. اینکه مصدق تا چه حد در دولت های خود موفق بود و توانست امتیازاتی در امتداد منابع ملی برای ایران کسب کند، بحث مفصلی است؛ اما سؤال اینجاست که با گذشت نزدیک به ۷۰ سال از این اتفاق، نگاه و تحلیل ما از مصدق تا چه حد واقعی است؟ چرا نام وی در زیر سایه عناوین مختلف ازجمله وطن پرست، شریف، ملی، خائن، ساده لوح و... پنهان می شود و دیگر توجهی به عمق عملکرد وی در زمینه ملی شدن صنعت نفت و دیگر دستاوردهای او نمی گردد.

در سابقه دولت دکتر مصدق نیز فقط ملی شدن صنعت نفت وجود ندارد و ملی شدن شیلات و اقدامات دیگری نیز در دوران دولت او به سرانجام رسیده است که البته درباره دیگر کارهای او نیز نقد و نظرهای مختلفی وجود دارد؛ ازجمله بحث ملی شدن شیلات که برمبنای اختتام این قرارداد با شوروی شیلات ایران ملی شد و گویا در صورت نبود مصدق نیز این کار انجام می شده است. جهت بررسی نگاهی بی طرفانه به عملکرد دکتر محمد مصدق در زمینه ملی شدن صنعت نفت، گفت وگویی کرده ایم با صادق زیباکلام، نویسنده و استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و محمود نکوروح، از فعالان سیاسی قدیمی که مشروح آنرا می خوانید. زیباکلام: نگاه ما به تاریخ ایدئولوژیک است ابتدا زیباکلام درباره نوع شناخت جامعه ایران از مصدق و میزان عینیت ما از او اظهار داشت: مشکل اساسی که ما در نگاه به تاریخ داریم، این است که نگاه ما خیلی ایدئولوژیک زده است و مذهبی، غیرمذهبی و چپ و قبل و پس از انقلاب تفاوت نمی نماید. متأسفانه این نگاه ایدئولوژیک به تاریخ همچنان با ما هست و من ساده ترین تعریفی که می توانم به کار ببرم، این است که شما از پشت یک عینک رنگی به بیرون نگاه کنید. ما در ایران به علت عقب ماندگی علوم انسانی یک عینک ایدئولوژیک بزرگ روی صورت ایران داریم و گذشته را نه آن گونه که رنگ حقیقی آن بوده، بلکه با رنگی که ایدئولوژی به ما ارائه می دهد، نگاه می نماییم. نتیجه این شده است که شخصیت ها یا ملی یا ترقی خواه یا وطن پرست یا برعکس خائن و سرسپرده و همکار استکبار هستند و نگاهی همراه با خیر و شر به تاریخ داریم. این نگاه پیش از انقلاب وجود داشته و پس از انقلاب نیز ادامه پیدا کرده است؛ بدین سبب هیچ گاه نخواستیم درباره ملی شدن صنعت نفت، دکتر مصدق، آیت الله کاشانی و بسیاری از شخصیت های دیگر نقد و داوری غیرایدئولوژیک از این وقایع و شخصیت ها داشته باشیم که چه عملکردی داشتند و کجا تحت تأثیر عواطف و کجا متأثر از عقلانیت بوده اند؛ بدین سبب برای عده ای مصدق سمبل وطن پرستی، پاکدامنی و مثل یک قدیس و برای عده دیگری مصدق، سراسر خطا بوده است. پس داوری در چنین وضعیتی مشکل می شود. به همین خاطر یک سری ابهامات چه درباره ملی شدن نفت، عملکرد مصدق پس از ملی شدن نفت و... باقی مانده و با وجود اینکه بیش از ۷۰ سال از آن قضایا می گذرد، اما تا امروز که اسفند ۱۳۹۹ است، حاضر نشدیم یک بررسی غیرایدئولوژیک از مصدق و ملی شدن صنعت نفت داشته باشیم. زیباکلام اشاره کرد: در مثال اینکه یک نگاه ایدئولوژیک چقدر می تواند خطا داشته باشد، باید اشاره کنم که نفت یک قرارداد بود؛ ما قراردادی با شرکت نفت انگلستان داشتیم و این قرارداد یک سند حقوقی و رسمی بوده است و ادعای ما این بوده که بر طبق این قرارداد نفت ایران مورد استثمار قرار گرفته و در نتیجه ما حق داشتیم این قرارداد را لغو نماییم. مجلس شانزدهم برمبنای ماده واحده ای به نام «سعادت ملت ایران» این قرارداد را لغو می کند؛ ولی ببینید نُرم مرسوم در حقوق بین الملل این طور نیست که زمانی که احساس کردید به شما ظلم شده است، یک جانبه قراردادی را لغو کنید. به هر حال انگلستان یک سری پرداخت هایی بابت سهم ما از نفت پرداخت می کرد. ما معتقدیم پرداختی های انگلیس بسیار کم بوده است. تصور کنید عکس این ماجرا اتفاق می افتاد و مثلا شرکت ضرر می کرد و نمی توانست آن مبلغی را که باید طبق قرارداد پرداخت کند، به ما بپردازد. در این شرایط شرکت بگوید من قرارداد را فسخ می کنم چون آن چیزی که به ایران پرداخت می نماییم خیلی زیاد است. آیا ما این مسئله را قبول می کردیم؟ اساسا ما این مسئله را قبول نمی کردیم؛ چون قرارداد یک سند دوطرفه است و پیش بینی شده اگر بین طرفین اختلاف به وجود آمد، باید به حکم مراجعه کنند و بین آنها داور شود. شما یک قرارداد معمولی اجاره نامه را برای یک خانه که می نویسید، مشخص می کنید وظایف و تکالیف مالک و مستأجر چیست و دو طرف نمی توانند قرارداد را لغو کنند و بگویند ارزش این خانه بیش از این بوده است یا مستأجر بگوید سر من کلاه رفته و این خانه قیمت کمتری دارد. من معتقدم ما در تمام این ۷۰ سال قبل نخواسته ایم به این پرسش بپردازیم که ما خودمان را محق می دانستیم و قرارداد ظالمانه بوده است. علیرغم این انگلستان چه می گفته است؟ حرف های آنها چه بوده است؟ اگر اینگونه به توافقات بین المللی نگاه نماییم، سنگ روی سنگ بند نمی گردد. بدین سبب نخستین نکته تاریخی که باید به آن نگاه نماییم، این است که آن قرارداد نفتی که بین ایران و انگلستان وجود داشته و در زمان رضاشاه (۱۳۱۲) به نام قرارداد ۱۹۳۳ معروف بوده، چه جزئیاتی داشته است؟ آیا آن قرارداد ظالمانه بوده است؟ این نکته را هیچگاه در جریان ملی شدن صنعت نفت بررسی نکرده ایم که طرف مقابل چه می گوید؟ او دراین باره افزود: نکته دومی که در نگاه ایدئولوژیک هیچگاه نخواستیم به آن دقت کنیم، این است که وقتی نفت را ملی کردیم، در اردیبهشت ۱۳۳۰ مصدق نخست وزیر شد و در آن شرایط مهم ترین وظیفه مصدق این بود که ماده واحده مجلس را اجرا نماید. مصدق هم این کار را کرد و هیئتی به نام خلع ید به آبادان رفت و تمام تأسیسات صنعت نفت را از شرکت تحویل گرفت تا شرکت نفت یک بشکه نفت هم نتواند صادر کند. سؤال بعد این است که بالطبع یک سری مذاکرات صورت گرفت، اما این مذاکرات چگونه بودند؟ وقتی نفت ملی شد برخلاف تبلیغات پس از انقلاب، دست آمریکایی ها به هیچ وجه در دست انگلیسی ها نبود و از اول فروردین ۱۳۳۰ که نفت ملی شد، آمریکایی ها نگفتند حق با انگلیسی هاست که به سمت کودتا بروند. کودتا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ انجام شد؛ یعنی ۲۸ ماه پس از نخست وزیری مصدق. مصدق در طول این مدت چه سیاست هایی را درباره نفت اعمال کرد؟ اینکه ما می گوییم آمریکایی ها از ابتدا جانب انگلیسی ها را گرفتند، چقدر حقیقت دارد؟ پاسخ این است که خیر! اتفاقا آمریکایی ها در ابتدای ملی شدن صنعت نفت تا حدود زیادی متمایل به ایران بودند و اعتقاد داشتند قرارداد ۱۹۳۳ به نفع ایران نبوده و در این قرارداد باید تجدیدنظر شود و حق را به ایران می دادند؛ بدین سبب اهتمام کردند نوعی مصالحه میان ایران و انگلیس به وجود بیاید. به هیچ وجه این طور نبود که آمریکایی ها تمام حق را به انگلستان دهند؛ آنها اهتمام کردند یک فرمول منطقی برای این مشکل درست کنند. نخستین پیشنهاد آنها در پس از ماه ها مذاکره معروف به فرمول ۵۰-۵۰ بود؛ یعنی ۵۰ درصد درآمد نفتی به ایران و ۵۰ درصد به انگلستان برسد. دولت انگلستان این فرمول را قبول نمی کرد، چون درآمدهای ایران خیلی افزایش می یافت. اما نباید فراموش نماییم همان موقع این فرمول در جهان باب شده بود؛ یعنی کمپانی های نفتی فرانسوی، آمریکایی و... در مناطق نفتی کشف شده جدید مثل ونزوئلا، عربستان، کویت و... قراردادی این چنین تنظیم می کردند. در عربستان ۵۰ درصد درآمد نفت متعلق به پادشاهی عربستان بود و ۵۰ درصد متعلق به شرکت آرامکو و دیگر شرکت های آمریکایی. با وجود اینکه انگلستان با این پیشنهاد در ابتدا مخالفت کرد، در نهایت به دلیل ضرر ایران در قرارداد ۱۹۳۳ پذیرفتند به فرمول ۵۰-۵۰ برسند؛ اما دکتر مصدق نپذیرفت. سؤال اینجاست که چرا مصدق این فرمول را نپذیرفت؟ گویا استدلال مصدق این بوده است که شرکت با خلع ید موافقت کند؛ یعنی بپذیرد که چاه ها، تأسیسات و هرچه در خوزستان وجود دارد در اختیار دولت ایران قرار بگیرد و غرامت پرداخت خواهیم کرد. فرض کنید بگوییم صد میلیون دلار انگلستان در ۵۰ سال قبل در ایران سرمایه گزاری نموده، ما به مرور این هزینه را از درآمد نفت به آن می پردازیم، اما شرکت این فرمول را قبول نمی کرد. در نتیجه مصدق فرمول ۵۰-۵۰ را نپذیرفت و روی مالکیت صددرصد تأسیسات و فروش نفتی تاکید کرد. فرمول دومی که به وجود آمد، اتفاقا از نظر دولت ایران بسیار بهتر از فرمول اول بود؛ به این معنا که به مصدق گفته می شد شما که مسئله مالکیت تا این حد برایتان مهم می باشد، ما فعلا مسئله مالکیت را معلق می کنیم؛ یعنی نه ایران و نه انگلستان مالک تأسیسات و صنایع نفتی نیستند و فعلا این پالایشگاه ها آغاز به کار کنند و صنایع نفت زیر نظر بانک جهانی خواهد بود. بانک جهانی یک هیئت موقت را تشکیل می دهد و نفت باردیگر استخراج و به فروش می رود و درآمد نیز به این صورت تقسیم می شود که درصدی به ایران و انگلستان داده می شود و درصدی هم بابت پیمانکاری به بانک جهانی داده می شود و الباقی هم در صندوقی ذخیره می شود تا زمانی که اختلاف مالکیت بین ایران و انگلستان حل شد، آن وقت پول ذخیره به صورت غرامت به انگلیس بابت سرمایه گذاری پرداخت می شود. این فرمول بی نظیر بود و به نظر من اگر این فرمول اتفاق می افتاد، شاهکار بود؛ چون این فرمول عملا مالکیت را از انگلستان سلب کرده بود و به تدریج مالکیت به ایران بازمی گشت. اما باز هم دکتر مصدق این فرمول را نپذیرفت. به نظر من این بزرگ ترین اشتباه دکتر مصدق بوده است. مصدق باید فرمول بانک جهانی را می پذیرفت؛ چون این فرمول راهگشا بود و موجب می شد کودتای ۲۸ مرداد اتفاق نیفتد، اقتصاد کشور تقویت شود و هدف اصلی که عملا مالکیت انگلیس از نفت برداشته شود، انجام می شد. من هیچ گاه نتوانستم قانع شوم که چرا مصدق این فرمول را نپذیرفت. نپذیرفتن این فرمول فاجعه بار بود؛ چونکه از زمانی که نفت ملی شد، انگلستان فقط و فقط یک مسئله را مطرح کرده بود و آن مسئله این بود که به آمریکایی ها می گفت شما ایرانیها را نمی شناسید؛ مصدق بغض و کینه و نفرت نسبت به انگلیس دارد و هر چاره دیگری که پیدا نماییم مصدق با آن مخالفت خواهدنمود و تنها چاره مشکل نفت، برکناری مصدق بوسیله کودتاست؛ چون مصدق محبوبیت دارد و نمی گردد بوسیله شاه او را برکنار کرد و باید بوسیله کودتا دولت او را ساقط نماییم. آمریکایی ها نیز به دلیل ریاست جمهوری دموکرات ها به هیچ وجه زیر بار این ایده نمی رفتند و ترومن قبول نمی کرد که در ایران کودتا شود و نظرشان بر توافق بود. این استاد دانشگاه بیان کرد: پس از یکی، دو سال مذاکرات و پیداکردن راهکارهای مختلف وقتی مصدق نهایتا فرمول بانک جهانی را نپذیرفت، آمریکایی ها برای نخستین بار به کودتا توجه کردند و به این نتیجه رسیدند که انگلیسی ها درست می گویند. بدین سبب نتیجه نپذیرفتن چاره ها از طرف مصدق این شد که آمریکایی ها نیز آرام آرام به انگیسی ها پیوستند و زمینه کودتا از اواخر سال ۳۱ شکل گرفت. البته از بخت بد ایرانیها دو تحول مهم نیز اتفاق افتاد؛ تحول اول این بود که در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ۳۱ جمهوری خواه ها به قدرت رسیدند و آیزنهاور رئیس جمهور شد، ترومن نگاهی مانند جیمی کارتر داشت و کسانی که در کاخ سفید قدرت را به دست گرفتند مانند ترامپ بودند. در انگلستان هم همین صورت گرفت و در انتخاباتی که در سال ۳۱ برگزار شد، متأسفانه حزب کارگر به حزب محافظه کار باخت و هر دو دولتی که در سال ۳۱ به قدرت رسیدند اصلا حالت انعطاف پذیر را که بخواهند با مصدق به توافق برسند، نداشتند. از طرفی در ایران هم به دلیل عدم درآمد نفتی وضع اقتصادی مرتب خراب تر می شد و همه چیز قفل شده بود و به تدریج یاران و همراهان مصدق مثل بازاری ها، آیت الله کاشانی و... به این نتیجه رسیدند که مصدق نوری در آخر تاریکی نیست؛ رقابت هایی نیز وجود داشت و آیت الله کاشانی انتظار داشت افرادی که به مصدق معرفی می کند استاندار و مدیر و وزیر بشوند که مصدق زیر بار آنها نمی رفت. از طرفی حزب توده تبلیغات وحشتناکی را مقابل دربار و جریانات سنتی به راه انداخته بود و انگلیسی ها خیلی اهتمام می کردند از این عملکرد حزب توده بهره برداری کنند و نوعی ایجاد ترس و وحشت میان اقشار مذهبی ایجاد کنند که اگر توده ای ها سر کار بیایند، تمام قدرت را بین خود تقسیم می کنند و به چیزی اعتقاد ندارند و تبلیغات شدیدی از طرف انگلیس مقابل حزب توده در ایران صورت می گرفت و یک ترس و وحشت عظیم از توده ای ها در ایران به راه انداخته بودند. این ترس و وحشت فقط در قم و تهران نبود و در آمریکا هم به وجود آمده بود. صادق زیباکلام سپس درباره سیاه نمایی از جریان چپ پس از انقلاب اظهار داشت: در جامعه هیچ ترسی از چپ ها وجود نداشت اما آمریکایی هایی بودند که این نگرانی را داشتند که براثر سقوط شاه و با عنایت به این که چپ ها در ایران همچون حزب توده، سازمان چریک های فدایی خلق، مجاهدین و... قدرتمند هستند، ممکنست حکومتی که در ایران پس از شاه به قدرت می رسد مقدار زیادی رادیکال چپ گرا باشد و همین طور نگرانی وجود داشت و نقطه قوت آنها مهندس سوداگر و برخی اطرافیان مرحوم امام مانند مرحوم مطهری و بهشتی بود. زیباکلام در آخر تشریح کرد: صحبت دیگری که باقی می ماند، این است که چرا مصدق فرمول بانک جهانی را قبول نکرد؟ من خیلی تلاش کردم که بفهمم انگیزه مصدق از این نپذیرفتن چه بوده است و تا حالا نتوانسته ام به پاسخ این پرسش دست یابم و آن دنیا از مرحوم دکتر مصدق بپرسم که چرا آقای دکتر شما فرمول بانک جهانی را قبول نکردید. برخی همچون آقای دکتر همایون کاتوزیان معتقدند مصدق نمی توانست این فرمول را قبول کند. اگر فرمول بانک جهانی را قبول کرده بود و یک جور مصالحه صورت گرفته بود، از جانب حزب توده ایران و آیت الله کاشانی که حالا بزرگ ترین دشمن مصدق شده بود مورد تهاجم قرار خواهد گرفت و می گویند دیدید مصدق با آمریکایی ها ساخت و ما از اول می گفتیم که نباید به مصدق اعتماد کرد و اصلا مهم نبود فرمولی که به دست آمده، چه بوده است. مثل جریان برجام؛ اگر خاطرتان باشد زمانی که این توافق به امضا رسید، تندروها خیلی سروصدا کردند که تمام امتیازها را ما داده ایم و همه عقب نشینی ها در مقابل آمریکایی ها از طرف ما بوده است و به هیچ وجه منافع ایران در ایران قرارداد را نمی دیدند و تصور سازش و قراداد ترکمنچای داشتند. آقای کاتوزیان معقتد است چنین فضایی در صورت قبول فرمول بانک جهانی آیت الله کاشانی و حزب توده مقابل مصدق به راه می انداخته اند اما حتی اگر بپذیریم که چنین دغدغه ای در مصدق وجود داشته که اگر فرمول بانک جهانی را بپذیرم و هرگونه مصالحه ای با انگلیس بکنم، کسانی که مخالف من هستند، این اتفاق را مقابل من مطرح می کنند و می گویند مصدق خیانت و سازش کرد؛ بدین سبب مصدق ترجیح داد مثل یک قهرمان از میدان به در شود. البته این فقط یک نظریه و احتمال است و نمی دانم شاید اینگونه نباشد. شاید اگر از مصدق می پرسیدیم جواب دیگری به ما می داد. نکوروح: ملی شدن صنعت نفت به قبل از دهه ۳۰ بازمی گردد در ادامه محمود نکوروح بعنوان شاهد عینی آن وقایع می گوید: ملی شدن صنعت نفت تنها کار دکتر مصدق بود که تا آن زمان بین هیچ کدام از رجال سابقه نداشت. پیش زمینه های ملی شدن صنعت نفت به سال ها قبل از دهه ۳۰ بازمی گردد؛ در زمان رضاشاه قرارداد نفت با شرکت نفت انگلیسی باید تمدید می شد. اما رضاشاه به خاطر بی سوادی آنرا در بخاری انداخته و اظهار نمود ما قبلی ها را به خاطر این قرارداد نفرین می کردیم و بعدها مردم من را به خاطر سوزاندن این قرارداد نفرین خواهند کرد. برای اینکه در قرارداد - جدید ۶۰ساله - فقط چند شلینگ ناقابل به نرخ قبلی افزوده شد. درحالی که در قرارداد قبلی تمام تأسیسات شرکت بریتیش پترولیوم در جهان متعلق به ایران می شد. پس از جنگ جهانی دوم که انگلیس ها رضاشاه را در نیمه شبی با خاموشی برق بردند و انگلستان در جست وجوی تمدید قرارداد جدید توسط گس گلشاییان و دولت های انگلوفیل- برآمد. با امروز و فردای مجلس هم بالاخره ناکام ماند، تا روند حوادث با احزاب مختلف از چپ-ملییون تا درباری و فاشیست تا تظاهرات هایی از حزب توده و... و البته حضور نیروهای متفقین و اشغال ایران که در چنین شرایطی جنگ برای ما آزادی آورد! و روزنامه های فراوان تمام گروه ها و حتی غیر از گروه ها منتشر گردید. او افزود: پس از سقوط رضاشاه، فروغی، محمدرضا جوان ۱۹ساله ای را که در سوئیس هم نتوانسته بود دیپلم بگیرد و رضاشاه از دبیرستان نظام برای او دیپلم گرفت، با رأی مجلس سیزدهم که رضاشاه آنرا طویله می نامید و دوره اش نیز گذشته بود، به سلطنت رساند؛ امری که مورد اعتراض دانشگاه و بازار و... قرار گرفت. فروغی در زمان وزارات دارایی اش تمام هزینه هایی چون رشوه به وثوق الدوله و... عوامل طرفدار استعمار انگلستان تا هزینه سربازان انگلیسی در جنگ اول در اشغال ایران را به انگلستان پرداخت و مصدق اعتراض کرد. نخستین اقدام مصدق پس از رفتن تدریجی متفقین، آزادی مطبوعات بود که رئیس شهربانی به خاطر فحش های حزب توده به آن معترض بود، پاسخ داد به من فحش می دهند نه به تو. شاه در سال ۱۳۲۷مجلسی فرمایشی تشکیل داد و بر قدرت خود درباره انحلال مجلس با تصویب آن مجلس افزود. قوام به او هشدار داد که بالاخره تو کشور را به انقلاب خواهی رساند. مصدق هم گفت نیاز به انقلاب مشروطه ای دیگر است. قوام السلطنه که از ابتدا شاه را بچه می نامید و او را قبول نداشت، در مقابل حزب توده، حزب دموکرات را تأسیس کرد و دولت جدید را با ائتلاف حزب توده تشکیل داد. در طول این مدت او به روسیه استالینی رفت و قول وقرارهایی برای نفت شمال گذاشت و مصدق در مجلس پانزدهم با ماده ای که تصویب گردید، کار او را طبق قانونی با زندان و... خنثی کرد. قوام پس از بازگشت به تهران منتظر خدمت شد تا سی ام تیر که محمدرضا به او متوسل شد و پس از قیام تاریخی مردم استعفا داد و شاه اختیارات خودرا در حوزه نظامی بالاجبار به مصدق داد. طنز تاریخ آنجا بود که هنگامی که دکتر مصدق بعنوان نخست وزیر در دربار برای معرفی خود بعنوان نخست وزیر حضور یافت، شاه پس از تأیید و... گفت دستور می دهم چند نفر برای حفاظت شما نگهبان بگذارند و دکتر مصدق با رد آن پاسخ داد: «همان گونه که برای رزم آرا گذاشتید؟! او بیان کرد: دکتر مصدق پس از قیام سی ام تیر با برنامه معطوف به حقوق محرومین و... که در این قیام شرکت کرده و تلفات دادند، اعلام و اجرا کرد که نوعی سوسیال دموکراسی را تداعی می کرد. در دادگاه لاهه با وکالت -موسیو رولن- وکیل ایران توانست شرایطی به وجود آورد که رأی به نفع ایران صادر شود و جالب تر اینکه نماینده انگلستان به نفع ایران رأی داد و فراتر پرونده به شورای امنیت رفت و در آنجا بود که حق ملی شدن منابع برای تمام کشورها به رسمیت شناخته شد. از این مرحله ملی شدن ها شروع شد. 2327215


منبع:

1399/12/28
18:43:28
0.0 / 5
357
تگهای خبر: آمریكا , اقتصاد , ایران , برجام
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۸ بعلاوه ۳

سنج نیوز
sanjnews.ir - حقوق مادی و معنوی سایت سنج نیوز محفوظ است

سنج نیوز

خبرگزاری سنج نیوز