سرنوشت فرزندان شهید چمران پس از جدایی از پدر و زندگی در آمریكا، شعرهای سوزناك برای پسری كه در استخر غرق شد

سرنوشت فرزندان شهید چمران پس از جدایی از پدر و زندگی در آمریكا، شعرهای سوزناك برای پسری كه در استخر غرق شد سنج نیوز: ایكنا نوشت: برادر شهید مصطفی چمران و رئیس سابق شورای شهر تهران بیان كرد: او شخصیتی بود كه واقعا منطقی فكر می كرد و به دنبال یك فرد نبود كه از وی پیروی و هرچه وی می گوید قبول كند. وی به دكتر شریعتی عشق می ورزید اما منطقی بود و اگر در جایی انتقادی از ایشان داشت به صورت خصوصی آنها را مطرح می كرد.


مهدی چمران، رئیس سابق شورای شهر تهران، به مناسبت سالگرد شهادت ایشان، به بیان نكاتی درباره برادر بزرگتر خود شهید مصطفی چمران و سیره عملی ایشان پرداخته است كه در ادامه بخش هایی از این مصاحبه می آید؛ * وقتی شهید چمران از دنیا رفت، یك تفنگ كلاشینكف كه با خون دهلاویه آغشته بود و همینطور یك دست لباس تكه تكه از وی ماند كه در جیب آن هم نوشته های زیبایی بود. همینطور یك دست كت و شلوار و چیزهای ساده دیگری و حدود 35 هزار تومان پول نقد در حساب بانكی از وی باقی ماند. چون از مهرماه كه به جبهه رفته بود دیگر به فكر حساب بانكی و گرفتن حقوق خود نبود. این پول در حساب شعبه پاستور بانك ملی وی هنوز هم باقی مانده است و من گفتم حیف است آنرا بگیریم تا حداقل نمایندگان مجلس بدانند كه چنین نماینده ای با چنین روشی از زندگی هم وجود داشته است و چنین سطحی از عرفان را در زندگی خود نشان داده است. البته نزدیك به 10 هزار جلد كتاب هم از وی باقی ماند چونكه وی زیاد كتاب دوست داشت. *این مرد یك دولتمرد هم بود. یاسر عرفات و حافظ اسد و بزرگان و رهبران فلسطینی و لبنانی با وی مشورت می كردند و واقعا به تحلیل ها و نگرش سیاسی وی اعتقاد داشتند و در خیلی از موارد، مسائلی را برای آنها باز می كرد كه برایشان ناشناخته بود. شهید چمران در ابتدای انقلاب و پیش از فروپاشی شوروی یك سخنرانی دارد كه به زبان های مختلف هم ترجمه و چاپ شد كه می گوید همه این كشورهای كمونیستی به دامان اسلام بازمی گردند و ترس كمونیسم از اسلام هم بنابراین است. حتی پیش از جنگ ایران و عراق مرتباً می اظهار داشت كه صدام می خواهد به ما حمله كند اما برخی باور نمی كردند و بنابراین قصد داشت لشكرهای 10 هزار نفری درست كند كه وقتی نخستین آنها را درست كرد جنگ آغاز شد و همانها را به خوزستان برد و ستاد جنگ های نامنظم را تشكیل داد. * علاوه بر اینها شهید چمران یك هنرمند هم هست. كمتر مشاهده می نماییم كه شخصی كه اهل صلابت باشد، ذوق هنری هم داشته باشد. وی نقاش هم بود. البته فقط یك منظره را نمی كشید بلكه دریا، موج و طوفان را با هم می كشید و زیر آن هم می نوشت «یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ؛ آنان را از تاریكی ها به سمت روشنایی به در می ‏برد». یا اگر تصویر یك اسب را می كشید زیر آن می نوشت «خروش شهید». وی عكاسخانه هم داشت و كار عكاسی و مونتاژ و انواع و اقسام كارهای هنری می كرد. شهید چمران خطاط و استاد در این زمینه بود و حتی كمی شعر می اظهار داشت كه شعرهای زیبایی است. نویسنده ای توانا و گوینده ای بسیار مسلط هم بود. بنابراین این بُعد هنری و طبع لطیف را هم داشت. در مسائلی همانند ورزش، تمام فنونی كه با عنوان هنرهای رزمی شناخته می شود را وارد بود و وقتی به ما می رسید و می خواست فنون را آموزش بدهد بلافاصله با چند حركت ما را نقش بر زمین می كرد بنابراین در این زمینه هم بسیار مسلط بود. * شهید چمران علاقه زیادی به همسر و فرزندان خود داشت و به آنها عشق می ورزید. ما باید شرایط آن موقع را درك نماییم. جنگ داخلی لبنان در سال 1975 آغاز شد و فضای این جنگ هم غبارآلود بود. یك عده می گفتند ما با اسرائیل می جنگیم و ارتش لبنان هم مضمحل شده بود. یك گروه چپ گرا و گروهی هم فالانژ و راستگرا بودند. هیچ امنیتی در هیچ جالی لبنان نبود چونكه نه ارتش و نه پلیس وجود نداشت. از جانب دیگر برخی از فلسطینیان هم در آنجا وجود داشتند كه با فالانژها و مثلا با اسرائیلی ها در جنگ بودند. اگر می گویم «مثلا» به این علت است كه جنگ درستی با اسرائیلی ها نداشتند. * در این شرایط، امنیتی وجود نداشت و هر كس ممكن بود به هر جایی حمله كند و دكتر چمران هم در آن ایام اسلحه بر دوش داشت و مبارزه می كرد. حال حساب كنید كه در این شرایط كه یك زن آمریكایی كه زبان هم بلد نیست و كودكان وی از مدرسه باز مانده اند. زندگی در آن شرایط سخت برای آنها غیر ممكن می شود و چمران هم این مورد را درك كرده است بنابراین موافقت می كند كه آنها به آمریكا بروند. البته استدلال همسر وی این است كه مهر و محبت همسر و فرزندان در نهایت وی را باردیگر از آمریكا باز می گرداند و حتی خود شهید چمران، آنها را تا فرودگاه می رساند و البته به آنها می گوید پس از رفتن شما، با همه این عشق و محبت دیگر ارتباط ما قطع می شود چونكه من مجبور هستم كه در كنار این كودكان یتیم باقی بمانم و در این معركه نبرد حضور داشته باشم. * دكتر چمران به شدت به فرزندان خود علاقه داشته است. وقتی فرزند وی یعنی جمال در چهار سالگی در كالیفرنیا در استخر غرق می شود، دكتر چمران در نوشته های خودش می نویسد كه من كفش های كوچك تو را در كنار تخت خود گذاشتم و هر شب به آنها نگاه می كنم و حتی به انگلیسی، عربی و فارسی برای وی شعرهای سوزناك می گوید. به یاد دارم وقتی نخستین فرزند وی به دنیا آمده بود هر وقت نامه برای ما می فرستاد حدود بیست تا سی عكس از وی را هم برای ما ارسال می كرد كه هنوز آنها را داریم. وی آنقدر به خانواده علاقه داشت كه از تمام زندگی آنها عكس و فیلم می گرفت. * (در پاسخ به اینكه آیا الان ارتباطی با فرزندان شهید چمران دارید و آگاه هستید مشغول چه كاری هستند): نه متأسفانه. البته چند جا دیدم كه عكس فرزندان وی را در فضای مجازی و اینترنت گذاشته بودند و حتی پیام هایی زیر آنها گذاشتیم اما موفق به تماس با آنها نشدیم. بنده آنها را ندیده ایم بلكه پدر و مادرم آنها را دیده اند چونكه به لبنان می رفتند و هر وقت در مورد آنها صحبت می كردند اشك آنها سرازیر می شد و می گفتند كه عاطفه بسیار زیادی دارند و بسیار هم زیبا هستند اما من نمی توانستم بروم و هربار هم كه رفتم هیچگاه نگفتم برادر دكتر چمران هستم چونكه مأموران ساواك گزارش می دادند. فقط درایام نزدیك به پیروزی انقلاب كه رفتم لبنان و از آنجا به پاریس نزد امام رفتم، ایشان در لبنان بنده را بعنوان برادر خود معرفی نمود و بنده هم با یك پیام از دكتر چمران به نزد امام(ره) رفتم. * خود شهید چمران هم قصد نداشت با آنها ارتباط داشته باشد چونكه ممكن بود وابستگی به آنها سبب فراموشی آرمان های وی برای مبارزه شود. وی معتقد بود زندگی آنها بگونه ای دیگر و زندگی بنده بگونه ای دیگر است. وقتی به ایران آمد حتی یكی از فرزندانش نوار ضبط كرده و برای وی فرستاده بود اما وی پاسخی نداد و به ما هم اظهار داشت كه ارتباطی با آنها نداشته باشیم. البته بنده در روزهایی در سال هدایایی برای آنها می فرستادم. آنها هم پس از فوت پدربزرگ و مادربزرگشان كه بزرگترین كتابفروشی را در بركلی داشتند زندگی شان به هم ریخت و در نقاط مختلف آمریكا متفرق شدند و ارتباط بنده هم با آنها قطع شد. * او شخصیتی بود كه واقعا منطقی فكر می كرد و به دنبال یك فرد نبود كه از وی پیروی و هرچه وی می گوید قبول كند. وی به دكتر شریعتی عشق می ورزید اما منطقی بود و اگر در جایی انتقادی داشت به صورت خصوصی آنها را مطرح می كرد اما واقعاً به وی عشق می ورزید. هیچ شكی نیست كه نسبت به آیت الله طالقانی هم بسیار علاقه داشت. از چهارده سالگی در كلاس های تفسیر آیت الله طالقانی حضور پیدا می كرد و من را هم با خود می برد و آیت الله طالقانی هم به دكتر چمران علاقه زیادی داشت. 27219

1398/03/30
21:16:29
5.0 / 5
37
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۵

سنج نیوز
sanjnews.ir - حقوق مادی و معنوی سایت سنج نیوز محفوظ است

سنج نیوز

خبرگزاری سنج نیوز