موسوی: آمریكا می خواهد در برجام محور باشد، اگر اون تضمین بگیرد به خلع سلاح تن می دهد

موسوی: آمریكا می خواهد در برجام محور باشد، اگر اون تضمین بگیرد به خلع سلاح تن می دهد سنج نیوز: سید رسول موسوی با اشاره به توافق آمریكا و كره شمالی و نقش چین و روسیه در این توافق اظهار داشت: روسیه نقش ابتكاری در شكل گیری این روند نداشت، ولی چنین نتیجه گیری را نمی توان در مورد چین هم داشت و می توان گفت در صورتی كه چین مخالف ملاقات ترامپ با اون بود این ملاقات شكل نمی گرفت.



این دیپلمات كشورمان در گفت وگو با ایسنا درباره توافق و دیدار رهبران آمریكا و كره شمالی اظهار نمود: برای داشتن ارزیابی درست از توافق كلی ترامپ و اون باید به دو مبحث اساسی توجه ویژه ای داشت. اول لزوم داشتن اطلاعات نسبتا جامع از تاریخ كره و چگونگی تقسیم آن و سیر تحولات دو كره از زمان تقسیم تا امروز و دوم لزوم صحبت در چارچوب متن بیانیه امضاء شده بین ترامپ و اون. متاسفانه بیش تر مطالبی كه در رسانه ها درباره توافق آمریكا و كره شمالی طرح می گردد بدون توجه به دو مبحث فوق كه كاملا به هم وابسته هستند صورت می گیرد و تصورات اشتباهی از متن و فرا متن توافق ترامپ و اون وجود دارد.

وی ادامه توضیح داد: پس از آن كه در اوت ۱۹۴۵ آمریكا و شوروی در مورد چگونگی تقسیم سرزمین های مستعمره ژاپن بعد از شكست در جنگ جهانی دوم به توافق رسیدند، شبه جزیره كره در مدار ۳۸ درجه بین دو كشور دشمن ژاپن آن زمان تقسیم شد و هر كدام از دو كشور یعنی آمریكا و شوروی در بخش های تحت سلطه خود رژیم های وابسته خویش را به قدرت رساندند. سونگ مان ری در كره جنوبی و كیم ایل سونگ پدر بزرگ رهبر كنونی در كره شمالی. از همان ابتدای تقسیم دو كره، منازعه بین دو رژیم سیاسی متفاوت آغاز شد و رقابت آمریكا و شوروی در جنگ سرد باعث افزایش تنش بین دو كره شد كه نتیجه آن وقوع جنگ بین دو كره در ۲۵ جون ۱۹۵۰ بود كه سرانجام آن به امضاء پیمان متاركه جنگ بین كره شمالی و آمریكا در ۲۷ جولای ۱۹۵۳ ختم شد. با عنایت به این كه آمریكا رهبری ائتلاف نیروهای حامی كره جنوبی را داشت به شكلی جنگ بین آمریكا و كره شمالی محسوب می شد.

موسوی با اشاره به اهمیت توجه به تاریخ كره و منازعات این منطقه خاطرنشان كرد: دانستن این تاریخ آنقدر مهم و ضروری می باشد كه سه بند از چهار بند توافق شده بین ترامپ و اون كه در رسانه ها انتشار یافت، به مبحث روشن شدن وضعیت پیمان متاركه جنگ به امضاء رسیده در ۶۵ سال پیش باز می گردد.

این دیپلمات كشورمان درباره بندهای توافق آمریكا و كره شمالی خاطرنشان كرد: یكی از بندها درباره توافق درباره تصمیم دو كشور برای تنظیم روابط جدید بین دو كشور است و بند دیگر درباره مذاكره دو كشور برای استقرار یك رژیم صلح در شبه جزیره است كه به مفهوم تلاش دو كشور برای تبدیل پیمان متاركه جنگ به امضاء رسیده در سال ۱۹۵۳ به یك پیمان جدید صلح می باشد و بند بعدی به صراحت درباره روشن شدن وضعیت اسیران جنگی و مهاجرین الزامی در جنگ كره اشاره می كند. بنا بر این می بینید با این حال كه اغلب قریب به اتفاق مباحث مطروحه درباره مذاكرات كره شمالی و آمریكا مربوط به مبحث هسته ای و خلع سلاح كره و رفع تحریم های این كشور است اما تنها یك بند از چهار بند توافق در قالب تضمین امنیت كره شمالی در مقابل خلع سلاح هسته ای شبه جزیره مطرح شده است كه خود بحث جداگانه ای است.

این كارشناس مسایل بین الملل در پاسخ به این پرسش كه چقدر فكر می كنید این توافق ماندگار بماند و به سرنوشت برجام از جانب رهبر كره یا ترامپ منجر نشود چون هر دو آنها سابقه خروج از توافق های بین المللی و دو جانبه مشابه آن را داشته اند؟ اظهار داشت: اول، باید بین برجام بعنوان یك توافق چندجانبه ای كه مورد تایید شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفته است با توافق ترامپ با اون كه توافقی شخصی است و پشتوانه ای جز شخص ترامپ و اون ندارد، تفاوت قایل شد. خروج ترامپ از برجام حتی اگر به تخریب كامل برجام بینجامد در مشروعیت بین المللی آن خدشه ای وارد نمی سازد و آمریكا را از لزوم متعهد بودن به قراردادها و مسوولیت های بین المللی اش خلاص نمی نماید. آن چه ترامپ و اون امضاء كردند اعلامیه ای است كه مقرر است بر اساس آن مذاكرات بعدی صورت گیرد تا به یك یا چند موافقت نامه بینجامد. از همین حالا اختلافات در مفاهیم اصلی متن به امضاء رسیده شروع شده است. مثلا آمریكا از خلع سلاح هسته ای كره شمالی كه كامل، قابل راستی آزمایی و غیرقابل برگشت باشد صحبت می كند، در حالیكه در متن به امضاء رسیده خلع سلاح كامل شبه جزیره كره آمده است كه این دو مبحث بسیار با هم فرق دارد و تفاوت دیدگاه های كره شمالی و آمریكا بسیار مشخص است.

وی در پاسخ به این پرسش كه تا چه اندازه كره شمالی در این تغییر و چرخش ۱۸۰ درجه یعنی خلع سلاح هسته ای، مستقل عمل كرده است و بخصوص متاثر از روسیه و چین بخصوص شخص پوتین نبوده است؟ اظهار نمود: بنده فعلا چرخشی در كره شمالی نمی بینم بلكه فكر می كنم ترامپ است كه چرخش كرده یا سیاست فریبكارانه ای را دنبال می كند.

این دیپلمات كشورمان ادامه داد: آمریكا از زمان امضاء سند متاركه جنگ در سال ۱۹۵۳ كره شمالی، چاره مسایل كره را در مذاكره مستقیم با آمریكا می دانست و معتقد بود كه صلح در شبه جزیره بدون تضمین های امنیتی آمریكا غیر ممكن است؛ شبیه حرفی كه الان طالبان در افغانستان می زنند و مذاكرات صلح با دولت حاكم را بی فایده دانسته و معتقدند كه اول باید تكلیف آمریكا را در افغانستان روشن كنند. بنا بر این از نظر كره شمالی سلاح هسته ای تنها تضمین امنیتی برای بقای كشور یا رژیم است حالا اگر بتواند از آمریكا برای بقای خود تضمین بگیرد حاضر است به شرط خلع سلاح كامل در كل شبه جزیره، سلاح های هسته ای خویش را كنار بگذارد. در عین حال این كه كارها به چه صورت جلو خواهد رفت بحث متفاوتی است ولی فعلا چیزی به نام چرخش كره دیده نمی گردد.

وی درباره نقش روسیه و چین اظهار داشت: روسیه و چین نقش های متفاوت ولی مكمل در مقاطع مختلف تاریخ منازعه در شبه جزیره كره داشته اند كه خود بحث مفصلی است، ولی در مورد مبحث هسته ای كره شمالی باید بگویم، در دوران جنگ سرد شوروی تضمین كننده امنیت كره شمالی بود، ولی با فروپاشی شوروی، روسیه دیگر نمی توانست به تعهدات خود در مورد دیگر كشورها در جهان پساجنگ سرد ادامه دهد. پس از فروپاشی شوروی در مبحث كره شمالی، چین جای شوروی را بیش تر گرفت ولی یك مساله اساسی وجود داشت كه چین نمی توانست همانند روسیه در آن باشد، از این رو كره شمالی به جای تكیه به تضمین امنیتی دیگر كشورها بر مبنای تفكر جوچی (ایدیولوژی حاكم در كره شمالی) كه خودكفایی را اساس و بنیان تمام سیاست های كشور می داند به سمت به دست آوردن سلاح هسته ای رفت. البته در اینجا لازم است اشاره شود كه اگر چین نمی خواست كره شمالی نمی توانست به سلاح هسته ای برسد.

موسوی در ادامه خاطرنشان كرد: فعلا آن چه درباره نقش دیگران در توافق بین اون و ترامپ می گردد گفت مربوط به نقش تعیین كننده مون جی این، رئیس جمهور كره جنوبی است. اساسا باید اظهار داشت كه آن چه تا كنون شكل گرفته ابتكار مون جی این، است كه با برنامه صلح در شبه جزیره به قدرت رسید و هم اكنون هم این طرح را دنبال می كند. هنر رئیس جمهور كره جنوبی در آن است كه ترامپ را با طرح خود همراه كرده است. چنان چه دیدیم وقتی بولتن در مورد تجربه لیبی برای كره شمالی صحبت كرد و كیم جونگ، اون را عصبانی كرد و سرنوشت ملاقات زیر سوال رفت، میانجی گری رئیس جمهور كره جنوبی بود كه مجددا ترامپ و اون را به ملاقات كشاند.

این كارشناس مسایل بین الملل در پاسخ به این پرسش كه این توافق چه تاثیری بر برجام و حفظ آن از جانب ایران و ۱+۴ خواهد داشت؟ اظهار داشت: همان گونه كه گفتم روند تحولات كره شمالی با برجام متفاوت می باشد و نمی گردد آنها را به سادگی با هم مقایسه كرد. روند كره شمالی می خواهد اثبات كننده حاكمیت مفهوم جهان تك قطبی و هژمونی آمریكایی باشد و برجام محصول لزوم وجود جهان چندقطبی (چند جانبه گرایی) و نفی هژمونی آمریكاست. بنا بر این سوال شما را این گونه می توانم پاسخ دهم كه اگر بر فرض روند خلع سلاح هسته ای كره شمالی آن گونه كه آمریكا می خواهد پیش رود این روند به مفهوم تقویت جهان تك قطبی و هژمونی آمریكایی است. یكی از دلایل مهم آمریكا در خروج از برجام هم ضدیت آمریكا با جهان چند قطبی و چند مركزی است و آمریكا می خواهد خود تنها محور توافق هسته ای و منطقه ای با ایران باشد كه این خواسته آمریكا به مفهوم تضعیف برجام است كه بنیادش بر چند جانبه گرایی است.

موسوی درباره نگاه اروپایی ها به بحران كره و حل و فصل آن به شیوه ترامپ و اون با بیان این كه "اروپا از خلع سلاح هسته ای كره شمالی استقبال می كند، همان گونه كه روسیه و چین هم در مباحث كلان از عدم اشاعه و خلع سلاح هسته ای حمایت می كنند" اضافه كرد: اما اگر از مباحث كلان و مفاهیم عبور نماییم و مباحث خلع سلاحی را با عنایت به راهبردهای كلان قدرت ها و منافع ملی آنها ببینیم باید اظهار داشت كه روسیه و چین تمایلی نخواهند داشت كه آمریكا بتواند تمام مسایل مربوط به كره را به تنهایی حل كند و وقتی بخواهیم به پرده آخر سناریوی موجود توجه نماییم كه با مباحث كل شبه جزیره باز می گردد آن وقت نه تنها روسیه و چین حرف های متفاوتی خواند زد، بلكه ژاپن و استرالیا در شرق و اروپا در غرب دیدگاه های متفاوتی مطرح خواهند كرد. البته تا آن زمان فاصله بسیاری داریم و معلوم نیست سرنوشت ملاقات ترامپ و اون چگونه پیش رود.

سفیر پیشین ایران در فنلاند در پاسخ به این پرسش كه به نظر می رسد دولت جمهوری خواه آمریكا به رهبری ترامپ نگاهی به تغییر سیستم سیاسی كره شمالی ندارد و در توافقی كه انجام شده ردی از این مساله یا تاكید بر كنار گذاشتن سیستم سیاسی این كشور دیده نمی گردد. این رویكرد تمامی جمهوری خواستار است كه با دولت های دیكتاتوری و استبدادی بهتر كنار می آیند یا دیدگاه ترامپ و حامیانش؟ اظهار نمود: همان گونه كه گفتم توافق ترامپ و اون بیشتر شخصی است تا یك معاهده بین المللی و تا رسیدن به یك توافق بین المللی میان دو كشور راه زیادی باقی مانده است. آن چه در ذهن خیلی ها در آمریكا می گذرد سناریوی لیبی برای تسلیحات هسته ای كره شمالی است، همان گونه كه بولتن گفت. البته بولتن الگوی لیبی را مطرح نمود، نه سرنوشت قذافی را. الگوی لیبی یعنی تحویل صفر تا صد برنامه هسته ای به آمریكا درست همانند كاری كه قذافی كرد ولی نكته این است كه آیا می گردد از لیبی الگوبرداری كرد و سرنوشت قذافی را جدای از سرنوشت لیبی دید؟

وی اضافه كرد: در مورد بحث رژیم های دیكتاتور و رابطه آنها با دولت های مختلف آمریكا هم اجازه بدهید خودمان را درگیر مفاهیم نكنیم. آن چه برای تمام دولت های آمریكا اعم از دموكرات یا جمهوری خواه مطرح است منافع سرمایه داران بزرگ و كارتل ها و تراست های آمریكایی است و دموكراسی و دیكتاتوری مفاهیمی برای بازی های سیاسی در آمریكاست. هر كشوری كه منافع باندهای حاكم در آمریكا را تامین كند برای آمریكا قابل قبول است ولو آن كه مستبدترین افراد در آن كشور حاكم باشند و بر عكس كشوری كه منافع آمریكا را تامین نكند شر است ولو آن كه با بیش ترین معیارهای دموكراتیت سازگار باشد.




1397/04/02
22:08:08
5.0 / 5
110
تگهای خبر: آمریكا , ایران , برجام , ترامپ
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۵ بعلاوه ۲

سنج نیوز
sanjnews.ir - حقوق مادی و معنوی سایت سنج نیوز محفوظ است

سنج نیوز

خبرگزاری سنج نیوز