ذوالنوری: گور پدر ملت آمریكا، اگر پشت دولتشان هستند

ذوالنوری: گور پدر ملت آمریكا، اگر پشت دولتشان هستند سنج نیوز ذوالنوری: گور پدر ملت آمریكا، اگر پشت دولتشان هستند


فائزه عباسی: پیش از آنكه راه میدان بهارستان را در پیش بگیرد، جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران بود؛ او حالا دو سالی هست كه در قامت نماینده مردم قم وارد مجلس شده است. می خواهد با استفاده از قانون گذاری به دنبال تولید تغییرات باشد و در بعضی موارد هم برای حفظ وضعیت موجود تلاش كند.

مجتبی ذوالنوری كه پایگاه سیاسی اش اصولگرایی است، یكی از جدی ترین منتقدان دولت دوازدهم در گود مجلس است و حتی در اعتراض به برجام به صورت نمادین فندك را زیر این قرارداد گرفت. هرچند وی در این زمینه مواضعی سرسخت دارد، اما در بعضی موارد مانند مساله حصر و كوشش برای رفع آن همچون رقیبانی است كه تلاش می كند زمینه آزادی رقیب را مهیا كند، كما اینكه چندین بار به دیدار مهدی كروبی رفته است.

در این مصاحبه كه به بهانه آتش زدن برجام در مجلس به سراغش رفتیم، پای مسائل دیگر همچون گفت و گوی ملی و رفع حصر هم به میان آمد. او با اشاره به اینكه منظورش در آتش زدن برجام، فشار به دولت نبوده است، وحدت ملی را یك لزوم دانست. او می گوید حصری وجود ندارد و كروبی تا حالا سه بار سفر سرعین و آب گرم اردبیل رفته و مهندس موسوی هم اگر لجاجت نداشته باشد و بخواهد می تواند از این امكان استفاده نماید. او درباره حضور احمدی نژاد در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام هم اظهار داشت: آقا كسی را از مجمع كنار نمی گذارد و آقای میرحسین هم خودش دیگر جلسات را شركت نكرد.

آن چه در ادامه می خوانید مشروح این گفت وگوست: به آتش زدن پرچم آمریكا و برجام در مجلس انتقاداتی شد و برخی آن را نماد تسویه حساب سیاسی منتقدان با دولت دانستند. برداشت شما از این مساله چه بود؟ در این مورد طرف ما دولت نیست كه برداشت شود كارمان ضد دولت است! طرف ما آمریكا و هم پیمانانش هستند. اگر كسی الفبای ادبیات سیاسی، دیپلماتیك و روابط بین الملل را بفهمد، به این مساله ایراد نمی گیرد. اگر دو وزیر خارجه با هم حرف می زنند، اگر یكی لم داد؛ آن یكی اگر پایش را روی پایش نیاندازد به معنای كم آوردن و عقب نشینی است. در روابط بین الملل چیزی به نام زبان بدن داریم كه سطح و جایگاه و برابری با طرف مقابل را چطور تنظیم نماییم كه از شما سو استفاده منفی نكنند. برجام دو طرف دارد، یكی آمریكا و سایرین، یك طرف ما. اگر آنها تعهداتشان را نقض كنند و شما چیزی نگویی، چطور می خواهی، حقوقت را مطالبه كنی؟ مقام معظم رهبری وقتی ترامپ تهدید كرده بود «ما برجام را پاره می كنیم»، گفتند كه «اگر آنها پاره كنند ما آتش می زنیم!» مشاور ترامپ جلوی دوربین تلویزیون آب دهان روی برجام انداخت و آن را پاره كرد، اگر ما هیچ عكس العملی نشان ندهیم، آنها تحت تاثیر اخلاقی قرار می گیرند یا اینكه تعرض و تعدی شان را بیشتر می كنند و ما را در موضع ضعف می بینند. در مقابل دشمن این كار كمك به دولت می باشد. چرا برخی برداشت بد می كنند؟ دولت می خواهد با اروپا چانه زنی كند. وقتی اروپا احساس كند كه مجلس ایران، دولت را مواخذه می كند، مجبور است كه به دولت امتیاز بدهد ولی اگر احساس كنند كه دولت اختیار تام دارد و هیچ كس هم مواخذه اش نمی كند، با دولت ما كنار نمی آیند و تلاش می كنند از او امتیاز بگیرند؛ ولی اگر دولت دستش پر باشد و به اروپایی ها بگوید مجلس این امتیاز را نمی پذیرد، این امتیازی كه شما دادید كم است، مردم ما كه نمایندگانشان در خانه ملت هستند این را نمی پذیرند، آنها ناگزیر خواهند بود كه امتیاز بیشتری بدهند. این كار ما در مجلس كه برجام را آتش زدیم قدرت چانه زنی دولت را با اروپایی ها بالا می برد. عده ای می خواهند از هر چیزی استفاده منفی داشته باشند. زمانی كه آقای روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی و در راس مذاكره با اروپایی ها بودند، موافق چنین رویكردهایی در مجلس بودند. ایشان شاید یادشان رفته باشد، اگر یادشان نرفته باشد باید از این كار ما استقبال كنند.

چه چیزی را یادشان رفته؟

در دوره مدیریت ایشان بر مذاكرات هسته ای، طرحی در مجلس هفتم عنوان شد كه دولت را ملزم به لغو پذیرش داوطلبانه پروتكل الحاقی می كرد. ایشان هم مشغول چانه زنی با اروپایی ها، جك استراو و یوشكا فیشر و سایر وزرای اروپایی بودند و می گفتند وقتی ما با اینها چانه می زدیم كه امتیازات بیشتری بگیریم، به آنها می گفتیم مردم ما شرایط شما را نمی پذیرند، راهپیمایی ها را در ایران ببینید. همینطور به طرف اروپایی می گفتیم كه مردم یعنی مجلس و مجلس ما طرح دوفوریتی آورده كه دولت را ملزم به خروج از اجرای داوطلبانه پروتكل الحاقی می كند. حال آنكه اگر موضع مجلس به آن سمت باشد كما اینكه در مجلس ششم اینگونه بود، آنها در امتیاز دادن به ما كند می شوند. پس اگر كسی واقعا فهم سیاسی داشته باشد می فهمد كه این اقدام ما {آتش زدم برجام و پرچم آمریكا} پشتوانه ای برای دولت جهت امتیازگیری از غرب است.
وقتی حصر در یك جایگاه قانونی انجام گرفته چرا آقایان درباره اش از مقام معظم رهبری درخواست می كنند؟ چه ربطی به مقام معظم رهبری دارد؟ آقای رئیس جمهور شما رئیس شورای عالی امنیت ملی هستید. چرا مبحث را به تریبون می كشانید؟ آن را در همین شورا پیگیری كنید. شما می گویید كه باید این كار را می كردیم و آن را نوعی مقابله به مثل با رفتار آمریكایی ها می دانید. اما برخی بر این باورند كه آتش زدن پرچم یك كشور در مجلس، خلاف عرف بین الملل بود. در مجلس دو چیز آتش زده شد. یكی پرچم و دیگری برجام. پرچم را برادر عزیزم جناب آقای كوهكن از نمایندگان استان اصفهان آتش زد، ایشان رفت فندك را زد و به آقای دكتر لاریجانی گفت چون اینها به مردم ما ظلم كردند ما هم این پرچم را كه نماد حاكمیتشان است آتش می زنیم. پس از آن من روی سن رفتم و چون از قبل برجام را آماده كرده بودم، برجام را گرفتم كه با آتش آن، پرچم آتش بگیرد. اما آتش نگرفت كه آقای لاریجانی هم گفت «نمی سوزد». بعد یكی از نماینده ها با فندك برجام را آتش زد. كدام نماینده بود؟ آقای خدابخشی. ایشان فندك زدند و برجام آتش گرفت كه من تا لحظه آخر هم برجام را در دستم گرفتم كه كامل بسوزد و بعد رهایش كنم. وقتی هم رهایش كردم، لگدش كردم كه موكت مجلس صدمه نبیند. آقای لاریجانی هم گفت مراقب باشید مجلس را آتش نزنید. من كار آقای كوهكن را نكوهش نمی كنم. به جهت اینكه من هم اگر می خواستم چیزی را در اعتراض آتش بزنم، پرچم را آتش می زدم ولی برجام را آتش زدم. این پرچم یا نماد ملت است یا دولت و حاكمیت سیاسی. اگر نماد حاكمیت سیاسی است كه خب امروز دولت آمریكا انواع ظلم و جنایت را در حق مردم ما می كند. از كودتای 28 مرداد 32، تا امروز. دفاع از شاه، تولید ساواك، شكنجه های مردم، سقوط هواپیما، موضعش در جنگ تحمیلی، كمك به دشمن ما، كمك به منافقین، جاسوسی، تلاش در براندازی و... یعنی هر كاری كه می تواند ضد ما بكند كرده. ما اگر دستمان نمی رسد كه رئیس جمهور آمریكا و نیروهای نظامی اش را خفه نماییم، حداقلش این است كه با آتش زدن نماد حاكمیتشان یك ابراز انزجار و تنفر داشته باشیم كه این هم معمول است. در مسائل و اعتراضات سیاسی در همه دنیا این معمول است كه پرچم یك دولتی را به نشانه اعتراض، آتش بزنند. پس كار خلاف عرفی اتفاق نیفتاده. خیلی هم مصطلح، معروف و معمول است. اما خیلی ها معتقدند كه پرچم نماد ملت است نه حكومت. كما اینكه تلقی مسئولان خود ما هم در ماجرای اعتراضات دی ماه همین بود. در پاسخ به اینكه بعضی می گویند پرچم نماد مردم است؛ باید بگویم یا مردم آمریكا دولتشان را قبول دارند یا ندارند. اگر قبول نداشتند كه رای نمی آورد. با مالیات های آنها این گروههای ضدانقلاب در كشور ما تجهیز می گردد. بگذارید اعتراض مردم ما را ببینند. اگر دولتشان را قبول دارند كه ما با آنها در جنگیم. آنها با زدن هواپیما بدن مردم ما را می سوزانند ولی ما فقط یك كاغذ نقاشی كرده را آتش می زنیم! چرا باید به این كار ایراد بگیریم؟ اگر دولتشان را قبول ندارند، یقه دولتشان را باید بگیرند كه چرا چنین انزجاری راعلیه كشورشان در دنیا درست كرده اند. باید بفهمند كه دولتشان خطا می كند. این حق مردم است كه اعتراض داشته باشند. نكته سوم هم اینكه اگر مردم آمریكا با دولتشان موافق نیستند (كه البته من این را قبول ندارم چون كه اگر دولتشان را قبول نداشتند، آن را ساقط می كردند) و این پرچم هم نماد حاكمیت آنهاست، بله در چنین شرایطی من هم آتش زدن پرچم را تایید نمی كنم. به كسانی كه یقه چاك كردند و در نكوهش اینكه پرچم آمریكا آتش گرفته گلو پاره كردند هم باید بگویم كه چرا در فتنه اخیر كه 5 ماه از آن گذشته و پرچم جمهوری اسلامی را پایین آوردند و آتش زدند، سكوت كردند و آن موقع گلو پاره نكردند؟
الان احمدی نژاد را عددی نمی دانند. كاری از او برنمی آید. احمدی نژاد هم از همان جنس فتنه است ولی نرسیده به حدی كه جرم و خونریزی و خشونت و تخریب تولید شود كه بگوییم اینجا صدمه زدی پدرت را درمی آوریم. البته آن موقع هم اعتراضات زیادی به آن اتفاق شد. نه. طیفی كه امروز در مقابل آتش گرفتن پرچم آمریكا موضع مخالف گرفتند، آن موقع اعتراض نكردند. شما یك نطق پیدا كنید كه در مجلس آن اتفاق را محكوم كرده باشند. ما با منطق خودشان حرف می زنیم. اگر این پرچم نماد دولت می باشد و در اعتراض به دولت اعتراض آن را پاره كردند، پس چرا هیچ نگفتند؟ الان هم حرفی نزنند! اگر پرچم نماد ملت است؛ پس چرا الان برای دفاع از مردم آمریكا سینه چاك می كنند؟ پرچم آمریكا شرافتش از پرچم ما بیشتر است یا ملت آمریكا شریفتر از ملت ما هستند؟ اینجا باید واقعا تولید تردید كرد. اینها دانسته یا نادانسته دارند به آمریكایی ها علامت می دهند كه ما طرفدار شما هستیم، شما به دل نگیرید و فشارهایتان را ادامه بدهید! یك كاری كه می تواند نماد انزجار ملی باشد و آنها را سر عقل بیاورد، اینها از خاصیت می اندازند كه بگویند شما فكر نكنید داخل یكپارچه است! فرض نماییم كسی اشتباه كرده شما ترمیمش كنید. نه اینكه دشمن اصلی را رها كنید، یقه داخلی ها را بچسبید! مثل این می ماند كه «یك كسی كار خلاف و گناه كبیره ای در مسجد انجام می داد، یك نمازگزاری گفت تف به شرف و حیثیتت چرا در خانه خدا این كار را می كنی؟ یكباره آن فرد یقه این را گرفت و گفت در خانه خدا بی احترامی می كنی؟». اینها اصل جنایات آمریكا، خروج آمریكا از برجام، تشدید تحریم ها و... را فراموش كرده اند؟، چقدر آدم در این تحریم ها خانواده هایشان متلاشی شد؟ چقدر از مردم سو تغذیه پیدا كردند و در اثر آن از دنیا رفتند؟ چقدر مفاسد اجتماعی زیاد شد؟ چقدر جوان های ما به خاطر عدم اشتغال افسرده شدند؟ اینها همه ناشی از تحریم های آمریكاست. چرا دل برای جوانی كه دارد نابود می گردد نمی سوزانند؟ گور پدر ملت آمریكا، اگر پشت دولتشان هستند. چرا ما باید برای مردم آمریكا سینه چاك نماییم كه بگوییم به آنها توهین شده؟ بروند یقه دولتشان را بگیرند كه چرا این ظلم ها را برما روا می كنند! ما نباید صورت مساله را عوض نماییم. ما باید حمیت ملی داشته باشیم، باید از ملیتمان دفاع نماییم. نباید اینقدر مسائلی مثل آتش زدن برجام و پرچم آمریكا را هایلایت نماییم كه روی اصل خیانت آمریكا سرپوش گذاشته شود و توپ به میدان خودمان بیفتد! این شیوه ها اشتباه است. با این تفاسیر شما منظورتان از این اعتراض، فشار به دولت خودمان نبود بلكه پالس برای آمریكا بود. درست است؟ بله، منظورمان فقط برای آمریكا بود و البته پشتیبانی از دولت به جهت اینكه بتواند امتیاز بگیرد. این كار مشت دولت را پر می كند كه بگوید اروپایی ها ببینید كه مردم ما نمی خواهند برجام را ادامه بدهیم. اینها نماینده های مردم هستند. شما باید یك امتیازات و تضمینی بدهید كه بتوانیم نمایندگان ملت و مردم را قانع نماییم. این دست دولت را پر می كند نه اینكه ما این را خودزنی تلقی نماییم. الان دشمن ما آمریكا است. زمان تسویه حساب های سیاسی نیست. باید ببینیم چطور می توانیم از اینها امتیاز بگیریم. آمریكا كه از برجام خارج شده و نمی گوید من رفتم به سلامت؛ به امان خدا؛ ایران و اروپا به پای هم پیر شوند ما كاری نداریم! معتقدم آمریكا می رود كه هم تعهداتی كه به ما دارد را عملی نكند و هم دو دستش باز باشد تا از بیرون فشار بیاورد. این نوعی تقسیم كار است. او بیرون رفته كه فشار بیاورد، تا هم ما در تنگنا قرار بگیریم و هم اروپایی ها نقش دلال بازی كنند كه در گام بعد، برجام موشكی و منطقه ای را بر ما تحمیل كنند. ما نباید خام باشیم. باید بدانیم كه یك «جبهه» در مقابلمان است، باید با هم در مقابل این جبهه وحدت داشته باشیم تا هم مشت دولت برای مذاكره پر باشد و هم آنها نتوانند امتیاز برجام موشكی و منطقه ای را از دولت بگیرند. قبل از اینكه آمریكا از برجام خارج شود، مردم یك سری انتقادهایی داشتند كه بنا بر اظهارات برخی تحلیل گران، پس از خروج آمریكا از برجام تبدیل به یك حس ناامیدی شده است. این ناامیدی ها چقدر می تواند در مشاركت سیاسی مردم در آینده تاثیر داشته باشد؟ اگر كسی به برجام امید بسته بود، امید واهی بوده، سراب بود نه آب. آقا تاكید نمودند اینها عهدشكن هستند و من خوش بین نیستم. اما تصویب برجام یك تصمیم جمعی از جانب كل نظام بود. به هر حال؛ آقای رئیس جمهور در مقابل صحبت های رهبری گفتند در عالم دیپلماسی خوش بینی و بدبینی ملاك نیست، بلكه واقع بین بودن مهم است و من خوش بینم. نتیجه اش را هم دیدیم. مقام معظم رهبری هم در پشتیبانی از تیم مذاكره كننده چیزی كم نگذاشتند. چون اصل مذاكره را قبول نداشتند در فرمایشات این چند سال ایشان، یك كلمه در پشتیبانی از مذاكره چیزی پیدا نمی كنید. دوم اینكه چون آقا این مذاكرات را قبول نداشتند، شما در فرمایشاتشان نمی بینید از آقای رئیس جمهور كه جرقه زننده است یك كلمه تشكر كرده باشند. ولی وقتی تیم مذاكره كننده به عرصه مذاكره می رود، اینها دیگر تیم آقای حسن روحانی نیستند، اینها سربازان دیپلماسی نظام جمهوری اسلامی هستند در میدان جنگ دیپلماتیك. بنابراین مقام معظم رهبری در پشتیبانی از دیپلمات ها سنگ تمام گذاشتند و تمام قد از آنها حمایت كردند.
آتش زدن برجام و پرچم آمریكا در مجلس، قدرت چانه زنی دولت را با اروپایی ها بالا می برد. امروز هیچ كس نمی تواند بگوید اگر رهبری حمایت می كرد ما برنده می شدیم. كسی نمی تواند فرافكنی كند. ایشان كاملا حمایت كردند، اگر حمایت نمی كردند یعنی امضای پیش از موعد شكست. ایشان حمایت كردند كه اگر امكانی هست از دست نرود و اگر می گردد به مردم كمكی كرد، این كمك اتفاق بیفتد. ولی دیدِ ایشان واقع بینانه بود. چون تكلیف دشمن مقابل ما معلوم است. اصلا بهانه های آنها واهی بود. آنها می گویند فعالیت های هسته ای ایران صلح آمیز نبود با این بهانه تحریم ها را اعمال كردند درحالی كه آنها خوب می دانستند كه دروغ می گویند. كسی كه خواب است را می گردد بیدار كرد ولی كسی را كه خودش را به خواب زده نمی گردد بیدار كرد. اینها خودشان را به خواب زده اند. بر این اساس است كه می گویم اگر كسی امیدی به برجام بسته بود، واهی بود و ما تازه به سر خط برگشتیم. میوه شیرین این اتفاق آن است كه اولا آنهایی كه به بیگانه دل بسته بودند و فكر می كردند می گردد به آن اعتماد كرد به این باور رسیدند كه نمی گردد اعتماد كرد. دوم اینكه بعضی ها كه نظام و برخی مسئولین را متهم می كردند كه جبهه بیگانه گل و بلبل است ما برای مذاكره جلو نمی آییم، دیدند كه ما همه وظایفمان را هم انجام دادیم آنها كوچكترین اقدام مثبتی نكردند پس مشكل از آنهاست. به هر صورت ثمره این اقدام می تواند وحدت ملی باشد. ما همه به این نتیجه رسیدیم كه دیدید به دشمن نمی گردد اعتماد كرد پس به خودمان تكیه كرده و اقتصاد مقاومتی را پیاده نماییم. دولت پنج، شش سال را هدر داد و خیلی جاها به جهت اینكه اروپا و آمریكا رم نكنند مسائل منطقه را رها كرد. زمانی كه تركیه سوخوی روسی را زد، روابطشان به هم خورد، 260 میلیارددلار حجم مبادلات اقتصادی بین تركیه و روسیه بود. روس ها التماس می كردند ما خلا تركیه را پر نماییم. دولت ما تكان نمی خورد! با این نگاه كه ما وسط مذاكره با اروپا و آمریكا هستیم، آنها دلخور می شوند! یعنی ما منطقه را رها كردیم. دولت باید برگردد.
نماینده ها در جلسه غیرعلنی از روحانی سوال كنند كه چرا مساله حصر حل نمی شود؟ امروز بحث حصر یك مساله ملی است كه شورای امنیت ملی باید درباره آن نظر بدهد. لازم است به تاكیدات رهبری توجه نماییم یكی از این تاكیدات رابطه با همسایگان بود. ما حتی اگر با همسایه هایمان مبادله اقتصادی داشته باشیم چه بسا نیاز نباشد از شبكه پولی دنیا استفاده نماییم كه آمریكایی ها بتوانند برای ما مانع تراشی كنند. می توانیم با پول مشترك كار نماییم تا ارز آمریكا را استفاده نكنیم. ما می توانیم دستمان را از زیر سنگ آمریكا بیرون بكشیم. شما یقین بدانید اگر پس از برجام نسخه داخلی را عمل نماییم، زندگی مردم سخت تر از پیش از برجام نخواهد شد. شما به بحث وحدت ملی اشاره كردید. این وحدت مقرر است چگونه تولید شود؟ قرار نیست یك سری از اختلافات سیاسی را كنار بگذاریم؟ در یك بیابان هر كسی راه خودش را می رود، آنجا وحدتی وجود ندارد ولی یك وقت جاده ای هست كه دور و برش هم چاله دارد؛ این جاده محور وحدت می گردد. وقتی در یك آبراه یا رودخانه می خواهید حركت كنید، یك پل می گردد محور وحدت. یا اگر پل ندارد یك طنابی كه آویزان است نقطه وحدت می گردد. وقتی بارندگی است جایی كه سقفی دارد، نقطه وحدت می گردد. در جامعه امام محور و جامعه دینی ولی فقیه و رهبری محور وحدت است. قانون اساسی، میثاق ملی و بعد قوانین آن كشور می گردد محورهایی برای رسیدن به یك انسجام. ازاین رو همه باید پشت سر رهبری حركت نماییم به این معنا كه اول به باید و نبایدهای رهبری توجه گردد و دوم در مسیر قانون اساسی حركت نماییم. خود قانون اساسی هم گفته اگر امور در مجرای طبیعی خودش قابل حل و فصل نبود، فصل الخطاب رهبری است. یعنی حتی ولی فقیه فراتر از قانون اساسی است. بنابراین ما اگر به ولایت و قانون گردن بنهیم و مسائل و منافع و نظرات شخصی را وسط نگذاریم جامعه به وحدت می رسد. ممكن است در مجلس با یك قانونی من مخالف باشم ولی وقتی تصویب گردید من هم باید تمكین كنم و نباید برخلاف آن عمل كنم. هیچ چیزی نداریم كه مشكل قانونی داشته باشد اما بعضی ها نفی اش می كنند. برای همین هم صداهای مختلف برپایه منافع مختلف بسیار داریم. مشكل جامعه ما هم امروز این صداهای مختلف است والا پیكره مردم و جامعه مشكلی ندارند. رفع حصر چقدر می تواند انتقادات داخلی را بكاهد و چقدر می تواند ما را به وحدت نزدیك كند؟ حرف خیلی خوبی زدید. من همین را مثال می زنم؛ حصر برپایه چه اتفاقی صورت گرفته؟ چه كسی تصمیم گرفته حصر باشد؟ شورای عالی امنیت ملی تصمیم گرفته بود. مفهوم ندارد كسی بیاید تریبون مجلس را اشغال كند كه از رفع حصر بگوید. بیخود می كنند این را می گویند! قانون جایگاه این كار را مشخص كرده است، جایگاهی كه حصر را بوجود آورده باید تصمیم بگیرد. حرف دارند نباید از این تریبون بگویند! آمریكا و اروپا و مردم روستایی چرا باید حرف چنین كسانی را بشنوند؟ خانه ملت برای حل مشكل مردم است. رئیس شورای عالی امنیت ملی آقای رئیس جمهور است. نماینده ها درخواست ملاقات كنند، در جلسه غیرعلنی از او سوال كنند كه چرا مساله حصر حل نمی گردد. امروز بحث حصر یك مساله ملی است كه از جایگاه شورای امنیت ملی تعیین شده است و آنها باید تشخیص بدهند. چه ربطی به تریبون مجلس دارد؟ قوه قضاییه در حیطه وظایف خودش عمل می كند، چرا برخی با سخنانشان ذهن مردم را نسبت به این قوه خراب می كنند؟ یك جاهایی دولت در چارچوب وظایفش عمل می كند چرا ذهن مردم را راجع به دولت خراب می كنیم؟ هر جا مغایر قانون است، برویم یقه اش را بگیریم و بگوییم اینجا مغایر قانون است. الان وقتی حصر در یك جایگاه قانونی انجام گرفته چرا آقایان درباره اش از مقام معظم رهبری درخواست می كنند؟ چه ربطی به مقام معظم رهبری دارد؟ برای این كار عزمی وجود دارد؟ دیگر از مبحث خارج شدیم. منافع ملی در چارچوب قانون است و شورای عالی امنیت ملی باید این را پیگیری كند. مثلا آقای روحانی می گوید امام حسین هم با عمر سعد مذاكره كرد، این حرف آقای روحانی باطل است من برایش استدلال دارم. امام حسین با عمر سعد مذاكره نكرد، مذاكره داد و ستد است. شما كوتاه بیا من هم كوتاه می آیم. آیا امام حسین رفته بود با عمر سعد معامله كند بگوید اینقدر تو كوتاه بیا من اینقدر كوتاه می آیم؟ مگر در جبهه حق، امام حسین می تواند كوتاه بیاید؟ ایشان با هدایت آنها و برگرداندن آنها به مسیر خودش می خواست جلوی جنگ را بگیرد. چرا ما باید ذهن مردم را با مقدسات خراب نماییم و رفتار ائمه را در یك مسیر باطل خرج كنیم؟
اگر پرچم نماد ملت است؛ پس چرا الان برای دفاع از مردم آمریكا سینه چاك می كنند؟ پرچم آمریكا شرافتش از پرچم ما بیشتر است یا ملت آمریكا شریفتر از ملت ما هستند؟ آقای رئیس جمهور می گوید ائمه اهل بخشش بودند. بخشش چی؟ منظور سران فتنه است؟ آقای رئیس جمهور شما رئیس شورای عالی امنیت ملی هستید. چرا این مورد را به تریبون می كشانید؟ این مورد را در شورای امنیت پیگیری كنید. ممكن است ایشان بگوید باید در شورا رای گیری شود، آن وقت در شورا رای نمی آورد. خب چه كسی گفته در شورا رای گیری شود؟ «قانون». اگر در شورا رای نمی آورد چرا شما با فشار افكار عمومی می خواهی قانون را دور بزنی؟ یا اكثریت داری، قانون اجازه می دهد این كار را بكنی یا نمی دهد. اگر نمی دهد چرا ذهن مردم را خراب می كنی؟ چرا مردم را دچار تشویش می كنی؟ چرا فضایی تولید می كنی كه مردم بگویند پس نظام دارد اشتباه می كند؟ مردم را در یك مسیر خطا بسیج می كنی؟ اما اگر بگوییم كه «این مساله قانونی را چطور می گردد حل كرد؟»، سه راه دارد؛ كه یك بار هم به آقایان كمیته رفع حصر گفتم؛ یك راه این است كه نظام یك جانبه سران فتنه را آزاد كند كه هیچگاه اینطور نخواهد شد. چراكه مردم نظام را متهم می كنند و می گویند كسی كه یك موتور آتش زده رت شما محاكمه كردید، پس چرا كسانی كه با فراخوان آنها بیش از 50 نفر كشته شدند را آزاد كردید؟ چون برای این سوال مردم پاسخی وجود ندارد، بنابراین نظام با مردم دچار چالش می گردد. راه دوم اینكه نظام اینها را محاكمه كند. من دلایل حقوقی دارم كه چون آنها گفته اند «با فراخوان ما افرادی آمدند و بچه هایشان كشته شدند»، اگر نظام بخواهد اینها را محاكمه كند، چیزی كمتر از اعدام در انتظارشان نیست! مسئله دیگر این است كه اگر كسانی كه روزگاری در كشور مسوولیتی داشتند را به حق محاكمه نماییم، چ.ن دست برتر رسانه ای در دنیا در اختیار ما نیست، در فضای مجازی و توان رسانه ای و غول رسانه ای كه آنها دارند، به این بهانه به نظام صدمه خواهند زد. هم این سران فتنه آسیبی بدتر از حصر خواهند دید كه اعدام است و هم نظام با بسیجی كه رسانه های دنیا به راه می اندازند، صدمه خواهد دید. ما كه نمی خواهیم به هر قیمتی هر اتفاقی بیفتد. ما باید منافع ملی را در نظر بگیریم كه خروجی كارمان به نفع یا ضرر مردم و كشور است.

یعنی همینطور باید كژدار و مریز رفت؟

یك راه سوم هم هست و آن راهی است كه نظام اتخاذ نموده است و آن همان راهی است كه شورای عالی امنیت ملی یا قوه عاقله كه در راسشان رئیس جمهور است، اتخاذ نموده است. این راه اولا حصر نیست. كما اینكه آقای كروبی تا حالا سه بار سفر آب گرم سرعین اردبیل رفته. زیارت بخواهد می تواند برود، بیمارستان و سفر تحت الحفظ هم می تواند برود.
در مبحث آتش زدن برجام طرف ما دولت نیست كه برداشت شود ضد دولت كاری كردیم. طرف ما آمریكا و هم پیمانانش هستند. اگر كسی الفبای ادبیات سیاسی، دیپلماتیك و روابط بین الملل را بفهمد به این مساله ایراد نمی گیرد. آقای میرحسین موسوی چطور؟ میرحسین بخواهد می تواند به این سفرها برود ولی لجاجت می كند. لجاجت آقای كروبی كمتر است. هر امكانی برای آقای كروبی وجود دارد، برای میرحسین هم وجود دارد ولی او خودش نمی خواهد از این امكانات استفاده نماید. بنابراین نظام یك راه بینابین تا تعیین تكلیف نهایی انتخاب كرده است. البته راه چهارمی هم وجود دارد؛ آن هم كه اینها اظهار ندامت كنند از قانون شكنی كه كردند. چرا خواهان ابطال انتخابات شدند و گفتند تقلب شده؟ تقلب سند می خواهد. آقای موسوی 24 هزار ناظر و نماینده در صندوق ها داشته. هر ناظر یك مورد تخلف ثبت كرده باشد می گردد 24هزار مورد. یك برگ به شورای نگهبان ندادند. شورای نگهبان زمان را تمدید كرد باز هم سندی نداشتند. شورای نگهبان گفت زیر نظر خود شما یا نمایندگان تان حاضرم ده درصد صندوق ها را بازشماری كنم، اگر آرا تقلب نشان داد حاضرم همه صندوق ها را بازشماری كنم. از این هم استفاده نكردند فقط گفتند ابطال انتخابات. شما جای حاكمیت باش، اگر بازنده انتخابات بدون دلیل بگوید ابطال، ظلم به حق همه آنهایی كه كاندیدایشان را پیروز می دانند، نمی شود؟ آیا اگر دوباره بخواهد انتخابات تكرار شود بازنده بعدی حق ندارد بدون سند بگوید ابطال؟ اینطور می گردد حكومت كرد یا آنارشیسم می شود؟ اینها مسیری مغایر قانون رفتند و جامعه را 8 الی 9 ماه به آشوب كشیدند و ضررهایی را متوجه نظام كردند. امروز اینها باید از پیشگاه ملت عذرخواهی كنند تا زمینه انعطاف نظام به وجود بیاید. راهش فقط همین است. اگر مقرر است باختی در این مورد باشد یقینا منافع ملی و ملت و نظام بازمانده نخواهد بود. شما گفتید این آقایان به خاطر فراخوانی كه دادند، الان در حصر هستند. همین فراخوان را آقای احمدی نژاد هم دادند و بست نشینی هم داشتند. كدام فراخوان؟ فراخوان برای پشتیبانی از بست نشینی و تجمع اعتراض به دستگاه قضا در امامزاده صالح. خب، چه اتفاقی افتاد؟ كسی از آنها طرفداری نكرد. ولی اگر احمدی نژاد هم اگر بیاید بانك آتش بزند، مسجد آتش بزند و آدم بكشد ببینید چه اتفاقی خواهد افتاد! الان احمدی نژاد را عددی نمی دانند. كاری از او برنمی آید. احمدی نژاد هم از همان جنس فتنه است ولی نرسیده به حدی كه جرم و خونریزی و خشونت و تخریب تولید شود كه بگوییم اینجا صدمه زدی پدرت را درمی آوریم. قصاص پیش از جنایت كه نمی گردد كرد. الان هم احمدی نژاد را من بهتر از سران فتنه نمی دانم و حتی فتنه ایشان هم اگر زورش برسد از آن هم كمتر نخواهد بود. اما همچنان با همان روش و منش در مجمع تشخیص عضویت دارد. مقام معظم رهبری آقای موسوی را هم با همان روش و منش تا آخر حذف نكردند تا دوره خدمتش به اتمام رسید. حضرت آقا پس از فتنه 88 هم آقای موسوی را از مجمع حذف نكردند و اسمش در جمع اعضای مجمع بود و وقتی ماههای زیادی در جلسات مجمع شركت نكرد، رغبتی هم برای حضور نشان نداد، اسم ایشان در اعضای جدید نیامد. آقای هاشمی هم كمتر از سران فتنه نبود ولی ایشان را هم آقا حذف نكردند. نقشی كه آقای هاشمی در فتنه 88 با آن نامه سرگشاده پیش از انتخابات داشت، با حضور پررنگ آقازاده هایشان در فتنه، با خطبه هایی كه پس از فتنه خواندند و سایر اقداماتی كه یك فهرست بلندبالا است را نمی گردد فراموش كرد؛ ولی حضرت آقا ایشان را هم حذف نكردند. به نظر می رسد كه اغلب اصلاح طلبان و اصولگرایان شما را بعنوان یكی از محورهای گفت و گوی ملی می شناسند، چقدر تابحال توانستید در این زمینه موفق شوید؟ آنها حسن نظر دارند؛ من یك بچه طلبه ام. شما اغراق كردید و آنها هم ممكن است با نگاه اغراق گفته باشند والا من به گفت و گوی ملی اعتقاد دارم. من معتقدم در خود مجلس و خیلی از این مباحثی كه در بیرون مطرح می شود، ما از اصلاح طلب، اصولگرا، معتدل و بی خط باید دور هم بنشینیم و ریشه ای مسائل را حل نماییم. شاید در 90 درصد مسائل اشتراك نظر داشته باشیم و همه سو تفاهم و سوء برداشت باشد و تنها ده درصد اختلاف باشد؛ اما امروز چون این گفت و گوها را با هم نداریم، كنار هم كه می نشینیم، دل می دهیم و قلوه می گیریم، بیرون كه رفتیم توی سر هم می زنیم! حال آن كه ما در جلسات خصوصی باید در سر هم بزنیم و بیرون یك حرف بزنیم.
رهبری در پشتیبانی از تیم مذاكره كننده چیزی كم نگذاشتند. اما چون اصل مذاكره را قبول نداشتند در فرمایشات ایشان، یك كلمه در پشتیبانی از مذاكره چیزی پیدا نمی كنید و حتی یك كلمه هم نمی بینید از آقای روحانی تشكر كرده باشند. معتقدم گفت و گوی ملی می تواند موثر باشد ولی به شرط آنكه هدفش حذف رقیب نباشد. بلكه ما با گفت و گوی ملی باید یك بازخوانی از آرمان ها، اهداف و اصول انقلاب داشته باشیم. قانون اساسی را هم بر مبنای همان اصول وسط بگذاریم. یكی از برجسته ترین و مقوم ترین و اساسا روح قانون اساسی ولایت فقیه است، یعنی اگر ولایت فقیه را از قانون ما بگیرند هیچی بهتر از تركیه یا انگلیس و آلمان و جاهای دیگر از آن درنمی آید. ازاین رو ما این فصول مشترك را وسط بگذاریم و برپایه آن گفت وگو نماییم و فروع مان را با اینها انطباق بدهیم. هر جا هم اصلی مغفول مانده در جهت احیای آن اصل تلاش نماییم. نه اینكه حرف خودمان را به كرسی بنشانیم یا رقیب را بزنیم. روی مشتركات حرف بزنیم. حول آنها گفت و گوی ملی داشته باشیم. این كار را مجلس می تواند انجام بدهد یا مجمع تشخیص؟ هر دو می توانند. مجلس محذوراتش از دیگران كمتر است. مجمع یك ارگان منصوب است. شاید هم اگر به چیزی برسند، بگویند اینها منتخب مستقیم مردم نیستند و منصوب هستند. البته مجمع تشخیص هم می تواند نقش ایفا كند ولی اگر كسانی غرض و مرضی داشته باشند می توانند نتیجه كار آن را نپذیرند. ولی مجلس منتخب مستقیم مردم است و اگر تصمیمی بگیرد، می تواند خیلی موثر باشد. 27216

1397/03/05
14:31:07
5.0 / 5
57
تگهای خبر: آمریكا , اقتصاد , ایران , برجام
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۸ بعلاوه ۱

سنج نیوز
sanjnews.ir - حقوق مادی و معنوی سایت سنج نیوز محفوظ است

سنج نیوز

خبرگزاری سنج نیوز